هانرى رونه دالمانى ( مترجم : محمد على فره وشى )

11

سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى )

اسعد رفتم ، او نيز با مهربانى و گرمى از من پذيرائى كرد و وسايل سهولت مسافرت مرا فراهم ساخت . در طى ملاقاتهائى كه با رئيس قبايل بختيارى نمودم او را مرد با عزم و بلندفكرى يافتم كه بينهايت بميهن خود ايران و سربلندى و ترقى آن علاقه داشت . اصالت و نجابت و صفات نيك او بسى قابل تمجيد است . او در حوادث و انقلاباتى كه در سالهاى اخير در ايران پديدار گرديد امتحانات ميهن‌پرستى خود را به خوبى داد و من خود را مؤظف ميدانم كه مخصوصا از جناب اجل حاج على قليخان سردار اسعد تشكر نمايم كه علاوه بر فراهم كردن وسايل مسافرت من اسكورتى هم از افراد شجاع ايل بختيارى همراه من كرد و در قصر خود كه در دهكدهء جونقون واقع است پذيرائى بسيار گرم و شايانى از من به عمل آورد . اين شخص عاليقدر و بلندهمت مهربانى را نسبت به من بمنتها درجه رسانيد ، بعلاوه در انجام مقصود من هم شركت كرد و از مساعدتهاى لازم فروگذارى ننمود و يادداشتهاى گرانبهائى راجع باخلاق و آداب و رسوم ايرانيان و مخصوصا قبايل بختيارى براى من فراهم نمود . از مساعدتهاى رفيق مسافرتم يعنى دكتر ژان ونشون ( Jean . vinchon ) نيز سپاسگزارى ميكنم كه از وفادارى و مساعدت به من مضايقه نكرد و در مسافرت در فلات ايران با من همراه شد . هرشب با اينكه در طى مسافرت در رنج و زحمت بود مدتى بيدارى ميكشيد و يادداشتهائى در دفترچه خود نقل ميكرد و آنها را با طرز بسيار خوب و روشن و منشيانه مينوشت و مناظر جالب‌توجه و زيبائى را كه در ضمن مسافرت به آنها برميخورديم بطور شايسته‌اى مجسم مينمود . دفترچه رفيق من در نگارش سطورى كه عنقريب خواهيد خواند كومك مؤثرى بود ، او يادداشت‌هاى خود را در روشنائى لرزنده شمع و در كلبه‌هاى خشت و گلى فقيرانه كه شبها در آنها منزل ميكرديم تحرير مينمود ، اين دفتر يادگارهاى مسافرت را بخاطر من آورد و ساعات خسته كننده و پررنج مسافرت را دوباره در نظر من مجسم ساخت . اشخاص ديگرى هم هستند كه بايد از آنها تشكر كنم يكى از آنها « ژرژمارتو » ( George . Marteau ) دوست دانشمند من است كه سمت مهندسى صنايع و كارخانه‌ها را دارد و بنا به خواهش من شرحى راجع بنقاشيهاى مينياتورى ايران نوشته است كه