فيروز ميرزا فرمانفرما
72
سفرنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )
خوشرنگ خودروى بسيار دارد ولى قلمهايش ميانپر مىباشد و خالهاى قشنگ قرمز دارد ، و كبك در اين درّه هست . رسيدن كاغذ ابراهيم خان سرتيپ ورود به اين منزل جمّازه سوارى از ابراهيم خان سرتيپ رسيد كه در باب بشاگردهاى نوشته كه قرار كار آنها را داده و آن صفحات را منظم ساخته مفسدين و متمردين را گرفته گوشمال داده است و نيز شرحى در فقره پسران نصر اللّه خان بهارلو اظهار داشته بود و خود بيكميرزا هم شرحى نوشته است كه از بمپور به تهران ارسال خواهد داشت . فورا جواب سرتيپ را نوشته و جمّازهسوار را مراجعت داد كه گروهى از بشاگردىها بگيرد و حسب الحكم مبارك كه جناب جلالتمآب آقاى مستوفى الممالك با شعار تلگرافى در باب بيكميرزا و طايفهى او نوشته بود ، اين بنده نوشت بيكميرزا و طايفه اشرا اطمينان داده روانه نمايد و خود سرتيپ پس از فراغت از اين كار به بمپور بيايد كه نواقص امور بلوچستان را به موجب دستور العمل انجام دهد . و انشاء اللّه اميدوارم كه بدون مخمصه و قتل و غارت بيكميرزا و طايفهاش بيايند و رفع شرّى از فارس و خود اين بنده شده باشد كه همه روزه اسباب دردسر اولياى دولت نباشد . تهيهى آذوقه جمّازهسوارى هم از ابراهيم خان سلطان نايب بمپور در اين منزل رسيد كه آذوقهى دو منزل جلو را آورده حاضر كرده است و باران وافرى در بمپور و عرض راه آمده و همهجا آب زياد مىباشد ، جاى هزارگونه شكرگذارى است كه خيلى كمآبى و خشك سالى محل خطر و اسباب اتلاف مردم بود . رسيدن خبر از كرمان ، جيرفت و رودبار و در همين منزل از شهر كرمان هم نوشتجات پستهى تهران را فرستاده بودند رسيد ، الحمد للّه در شهر و جميع بلوكات دو دفعه و سه دفعه باران و برف آمده و اسباب آسودگى جميع مردم شده است . از جيرفت و