فيروز ميرزا فرمانفرما

73

سفرنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )

رودبار هم خبر رسيد كه چهار شبانه روز باران باريده در حقيقت جاى هزار قسم شكرگذارى است . گزك منزل شانزدهم گزك و مسافت اين منزل شش فرسخ است . از درّه كشكى الى سه فرسخ همه جا تنگه و درّه و جنگل بود . به واسطه‌ى باران در هرجا مسيل و رودخانه بود آب گواراى شيرين در كمال صفا جارى بود در اين درّه‌ها و جنگل‌ها چنين هواى معتدلى احدى گمان نمىكرد . دو فرسخ اين جنگل از همه رقم درخت‌هاى كنار و بادامچه و خرزهره و بيد گرمسيرى و هيمه‌ى طاق داشت . تنگه‌ى سختى در اين راه بود كه توپ در آنجا مانده و به كمال سخت و صعب مىگذرانيدند ، در همانجا ايستاده سرباز و جمعيت را تشويق كرده توپ‌ها را گذرانيده ، راه سربالا بود تا سر گردنه آورده بيست تومان به توپچى و سرباز انعام داده ، و از آنجا سرازير شد به رودخانه‌ى كوچك ديگر رسيد كه جنگل و آب جارى شيرين باصفا بود . در همه‌ى گودال‌ها آب صاف شيرين بود كه سرباز و مردم به راويه و مشگ محتاج نبودند . يك فرسخ كه گذشت اين جنگل‌ها و رودها و مسيل‌ها تمام شد به جلگه‌اى رسيد كه تا چشم كار مىكرد جلگه‌اى صاف و هموار بود . و در همه‌جا و همه نقاط درخت‌هاى بزرگ و كوچك و بته‌ى جنگلى داشت ولى جنگل انبوه نبود . و رودخانه كه مسيل بود و به‌قدر عمق خندق تهران عميق و پهناى او آب شسته و گود انداخته است و رو به جنوب مىرفت و درخت‌هاى قوى داشت . به‌قدر نيم فرسخ اين راه سنگلاخ است كه درخت و بته نداشت و درشكه به زحمت مىرفت ، و باقى اين راه صحراى وسيع بود كه تا چشم كار مىكرد از هرطرف هموار و صاف و جنگل درخت بزرگ و كوچك داشت . از اول منزل همه‌جا مىتوان به سهولت قنات درآورد و آبادى كرد .