فيروز ميرزا فرمانفرما

41

سفرنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )

سن و بيمارى كه از درد پا داشته ، سفرى نسبتا طولانى را در پيش مىگيرد و شهرهايى از بلوچستان را نيز مشاهده مىكند . واقعيت امر اين بود كه دورانى كه حكمران مىتوانسته به همهء امور اعم از مالى و سياسى و فنون جنگى بپردازد ، گذشته و دوره‌اى آغاز گشته كه فقط داشتن نبوغ و صلابت جنگاورى كافى نبوده ، بلكه علاوه‌بر آن تحصيل دانش ، نفوذ كافى براى پيشبرد اهداف ، هوش و ذكاوت سياسى براى حل مسائل هم لازم بوده است ، چنان كه پسر وى عبد الحسين ميرزا فرمانفرما به حد كافى از اين خصايص بهره مىبرد و دوره‌اى نسبتا طولانى را درون رقابت‌ها و دسايس سياسى دربار طى مىكند . * * * اين سفرنامه در سال‌هاى آخر عمر زندگانى فيروز ميرزا فرمانفرما نگاشته شده است . شايد علت نگارش سفرنامه را بتوان متداول شدن سفرنامه‌نويسى در اين برهه از زمان دانست ، چراكه حتى خود شاه هم بدين امر دلمشغول بود . امّا آنچه مسلم است يكى از علت‌هاى مهم سفر فيروز ميرزا فرمانفرما سركشى و اغتشاش پسرهاى نصر الله خان بهارلو و اهالى بشاگرد بود ، مستوفى الممالك خطاب به فرمانفرما در اين زمان مىنويسد : « خدمت نواب و الا نصرت الدوله فرمانفرما به پسرهاى نصر الله خان بهارلو ابلاغ بدهيد كه اگر به مشهد مقدس رفتند و نواب ركن الدوله ورود آنها را به مشهد مقدس تلگراف كردند و از آنها توسط نمودند مىتوان آنها را امان داد و الا اگر نرفتند و آنجاها پنهان و آشكار ماندند از گرفتن و زدن و بستن آنها به هيچ وجه مضايقه نكنيد و هركس هم كه آنها را