فيروز ميرزا فرمانفرما
38
سفرنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )
مجبور به روبرو شدن با آن بودند . براى ايران اين امر ميسر نشد مگر هنگام رويارويى با جنگ زمانى كه متوجه تسلط و برترى قدرت نظامى و فنون جديد شدند . چنان كه از خلال خطوط سفرنامهء فيروز ميرزا دريافته مىشود ، او درك محدودترى نسبت به اوضاع و احوال زمانهء خود داشت ، زيرا كه حتى سالها بعد هنگامى كه به حكومت كرمان رسيد هم از حجم تغيير و تحولات جهان به دور بود . شايد به همين دليل وقتى كه در تاريخ 1287 / 1870 م . به پست وزارت جنگ دست يافت ، چندان موفق بهنظر نمىرسد . به عكس ، هنگام لشكركشى و رويارويى با مسائل و مشكلاتى كه حكمرانان ديگر ايالات به وجود آورده بودند با سربلندى و افتخار به موفقيت حكومت هم دست يافته بود . فيروز ميرزا در اكثر درگيرىهايى كه در ايالات واگذارى داشته ، چون با ساختار درونى آن روبرو مىشده و به ابعاد مختلف آن كاملا اشراف داشته و با آن منطبق مىشده است ، با سربلندى از اين رويارويى بيرون آمده بود . در حالى كه وقتى به منصبى مانند وزارت جنگ دست مىيابد به دليل ارتباطى و انطباقى كه بايد اين پست با تغيير و تحولات درونى جامعه و همچنين جهان پيرامون خود داشته باشد ، نمىتواند خود را با آن وفق دهد . البته نفوذ درباريان و سياستمداران را هم نبايد در اين دوره ناديده انگاشت . امّا آنچه مسلم است دنياى آن روز ديگر متكى بر دلاورى ، سلحشورى و تسليحات سادهء گذشته نبود ، بلكه علاوهبر قدرت دلاورى و ستيزهجويى ، به آموختن فنون جديد جنگ احساس نياز مىشد ، همچنين درك ضرورت دستيابى به تسليحات جديد و مدرن اروپايى كه در آن هنگام در سراسر اروپا در حال رقابت و نمايش برترىاش بر ديگرى بود . چيزى كه سياستگزاران ايران به هنگام عدم موفقيت در جنگ با آن مواجه شدند و اين آغاز مشكلاتشان بود . بدون شك فيروز ميرزا در بسيارى از مناصبى كه به وى سپرده شده بود ، فردى كارآزموده ، قدرتطلب و خلاق و جنگجو است ، زيرا كه جديت و