فيروز ميرزا فرمانفرما
10
سفرنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )
مهمترين اجزاى تعليم و تربيت به شمار مىرفت . پولاك كه از معلمان دار الفنون است مىنويسد : « . . . توقعات يك ايرانى از تربيت خوب محدود است به آشنايى سطحى با زبان عربى ( عربيت ) ، ترسل و آثار شعراى ملى . هركس علاوهبر اين از قواعد آدابدانى و اصول نزاكت ( ادب ) مطلع باشد و اينجا و آنجا بتواند ارتجالا و برحسب موقع شعرى بخواند ، ديگر براى رسيدن به هر شغلى و مقامى صلاحيت دارد ، هم مىتواند سرتيپ شود ، هم صدر اعظم ؛ حال هرگاه چنين كسى توفيق يارش بشود و رياست قبيلهاى را هم به عهده داشته باشد ديگر مىتواند هرگاه اوضاع و احوال مساعد باشد ، به بالاتر از اينها هم طمع كند و حتى مدعى سلطنت بشود » . « 1 » اين شيوه حتى تا روزگاران پسر فيروز ميرزا نيز ادامه داشت و با اندك تفاوتى اجرا مىگشت . مهرماه فرمانفرماييان درباره تعليم و تربيت عبد الحسين ميرزا پسر وى نيز چنين مىنويسد : « تحصيلات عبد الحسين ميرزا مطابق روش شاهزادگان آن دوره نبود . معمولا شاهزادگان بعد از فراگرفتن فارسى و عربى و آداب دينى و تحصيل ادبيات فارسى و آموختن سياق و تعليم خط و فراگيرى خط و انشاء ، به تيراندازى و شكار مشغول مىشدند . آنگاه در دربار حضور مىيافتند و به اصطلاح آن دوره « درب خانه » مىرفتند و « غلام خلوت » مىشدند . يعنى به تدريج به محيط دربار و بزرگان ديوان و اولياى امور وارد مىشدند و فن منشىگرى و دربارى شدن را مىآموختند . اگر هوش و فراستى در آنها بود ، راه خود را مىيافتند و به مقام و منصب مىرسيدند ؛ اگر هم استعدادى از خود نشان نمىدادند ، به يكى از بزرگان مىپيوستند و زندگى خويش را كم و
--> ( 1 ) . پولاك ، ياكوب ادوارد ، سفرنامه ، ايران و ايرانيان ، ترجمهء كيكاوس جهاندارى ، شركت سهامى انتشارات خوارزمى ، تهران ، سال 1368 ، ص 182 .