گاسپار دروويل ( مترجم : منوچهر اعتماد مقدم )
50
سفر در ايران ( فارسى )
يافته است . مردان عموما قباهاى بلند دربر مىكنند كه تا كمر تنگ است و از آنجا گشاد مىشود و تا پاشنهى پا پايين مىآيد و شباهت بسيارى به لباسهايى كه زنهاى فرانسوى در قرن شانزدهم بر تن مىكردند ، دارد . در زير قبا نيمتنهى بسيار بلندى از چيت هندى پنبهدوزى مىپوشند . دو لبهى نيمتنه روى تهىگاه بر روى هم مىافتد و به تدريج كه بالا مىآيد باز مىشود به طورى كه سينه برهنه مىماند . برهنگى سينه به وسيلهى قبايى كه بر روى آن مىپوشند كاملا پنهان مىشود . پيراهنهايشان از پارچهى ابريشمى به رنگهاى گوناگون و بسيار كوتاه و بدون يقه است . سمت راست پيراهن چاك دارد و لبهى آن با يك رشتهى باريك نخ ابريشم تابيده به رنگهاى تند مغزىدوزى شده است . شلوار مردان ايرانى بسيار گشاد و از تافتهى گلى يا سرخ تيره است . شلوار به وسيلهى ليفهاى كه در آن يك بند ابريشمى كشى عبور داده شده است و در قسمت جلو گره مىخورد بر روى كمربند مىشود و پيراهن بر روى آن مىافتد . شلوار تا روى قوزك پا پايين مىآيد و گشادى آن در اين قسمت باز هم از بالاى ساق پا زيادتر است . ايرانيها جوراب ساقبلند به پا نمىكنند ولى پاپوشهايى دارند كه آنها را ، تقريبا به همانگونه كه قاليهايشان را مىبافند ، درست مىكنند . در شهرها كفش سرپايى بىپاشنه به رنگ سبز نظير كفشهاى زنانهى سى سال پيش فرانسه به پا مىكنند . اما مردم فقير كه مجبورند دايما پياده راه بروند از نوعى پوتين دراز پنجه باريك شبيه كفشهاى سرپايى چينيها استفاده مىكنند . به هنگام سوارى چكمهى چرم بلغار به پا مىكنند كه ساقهاش تا بالاى زانو مىرسد و انتهايش به شكل دماغه است . پاشنههاى اين چكمهها خيلى بلند و ناراحتتر از چكمههاى سوارنظام فرانسه است و از اين رو موقعى كه چكمه به پا دارند فقط ده دقيقه پيادهروى با آن ، آنها را به سختى ناراحت مىكند . مردان ايرانى تا سنوسال معينى يك قسمت از موهايشان