گاسپار دروويل ( مترجم : منوچهر اعتماد مقدم )

32

سفر در ايران ( فارسى )

طالش از چندين سال پيش مرتكب چنين كارى شده بود « 7 » . ايران ضمنا يك قسمت از اين ايالت زيبا را كه وابسته به ايروان است و بر روى كرانه‌ى چپ ارس باريكه‌اى بين ارمنستان تركيه و قراداغ را تشكيل مىدهد ، حفظ مىكرد . چنان‌چه اين منطقه به گرجستان واگذار مىگرديد ايالت مزبور سرحد مناسبى با ايروان و شيروان در امتداد ارس تا مسير آرياچاى از يك سو و از سوى ديگر تا سلسله جبال زاگروس بين پاشانشينهاى قارص و بايزيد پيدا مىكرد . از طرف ديگر ايرانيها كه در بحبوحه‌ى جنگ طريقه‌ى سازمان دادن به سبك اروپايى را آغاز نموده ، افواج با انضباطى از تمام رسته‌ها تشكيل داده بودند از اين‌كه به چنين جنگ نابرابر پايان داده شود ، ناراضى نبودند . اين نه از آن جهت بود كه به نقطه‌ى تكامل برسند بلكه لااقل تا حدى توانايى اين را پيدا كنند كه در برابر سپاهيان روس با شرايط بهترى ظاهر شوند . اخيرا روسها اعتراف كرده‌اند كه با كمال شگفتى گاهى اوقات با مقاومتهاى سرسختانه‌اى روبه‌رو شده‌اند كه به آن عادت نداشته‌اند و چنان‌چه به ايرانيها كه نسبت به حرفه‌ى سربازى ذوق سرشارى دارند مجال داده شود به خيلى بيش از اينها نايل خواهند شد . آنها آماده‌اند كه عزيزترين چيزهاى خود را در اين راه فدا كنند . آنها بر خلاف تركها كه از نوآورى

--> ( 7 ) - حسين خان بدون آن‌كه خود را مستقل اعلام نمايد همانند آن عمل مىكند . او تمام عوايد را براى خود نگاه مىدارد . يك نيمه گردان آتشبار كه با اسب كشيده مىشود ، سه گردان منظم باانضباط كه به سبك اروپايى ملبس هستند ، به اضافه‌ى يك سوارنظام چريك با افراد كثير كه به او بسيار وفادار هستند تحت فرمان دارد . در ماه دسامبر 1813 شاهزاده وليعهد كه به خوى آمده بود ، به حسين خان دستور داد كه به او ملحق شود و به تنهايى حضور يابد . البته حسين خان اطاعت امر كرد ، اما به جاى آن‌كه تنها بيايد قسمت اعظم سوارنظامش را براى حراست خود همراه آورد . او در خارج شهر اردو زد و هنگامى كه در برابر شاهزاده ظاهر شد ، بين ششصد نفر از شجاع‌ترين محافظينش احاطه شده بود . اين احتياطات مانع توقيف او گرديد كه قصد آن را داشتند . تصور مىكنم كه حسين خان را قبلا از اين موضوع واقف نموده بودند . در مراجعتش او را نزديك ايروان ملاقات نمودم . به من گفت " اعتراف كنيد كه با آمدن چنين همراهان خوبى عده‌ى زيادى را غافلگير نمودم " .