گاسپار دروويل ( مترجم : منوچهر اعتماد مقدم )
31
سفر در ايران ( فارسى )
دولت ايران بگيرد و از اين رو خواهان آن گرديد كه در اولين شرط پيمان متاركه قيد شود كه امپراتور روسيه حق نداشته باشد سفيرى به دربار ايران بفرستد و فقط بتواند يك كنسول ساده براى حفظ روابط بازرگانى فيما بين اعزام دارد . شخص اخير كه فاقد هرگونه قدرت سياسى خواهد بود محل اقامتش بايد در استرآباد باشد و به هيچ دليل و بهانه نتواند در دربار شاه حضور يابد . به سهولت مىتوان دريافت كه اين يادداشت مهمل و مضحك بدون جواب ماند زيرا سفيرى كه آن را تهيه و انشا كرده بود نتوانست دليل قابل قبولى براى پذيرش آن ارائه دهد . اما اين يادداشت آشكارا نشان داد سفير كه با آشتى دادن دو كشور از حدود اختياراتش تجاوز نموده بود از ترس اينكه مبادا نتيجهى اين اقدام براى دولت متبوعش زيانآور باشد به تكاپو افتاده است و مىخواهد بدين وسيله از خطر بسيار واقعى عقد اتحاد بين دو دولت جلوگيرى نمايد زيرا در صورت اتحاد ، وقوع جنگ آنها را قادر مىنمود كه به سهولت ضربهاى وخيم و كارى بر پيكر انگليس وارد آورند و در مدت زمان كوتاهى هند را بگيرند ، بدون آنكه انگليس هيچگونه وسيلهاى براى مقابله در اختيار داشته باشد . بنابراين پادشاه ايران براى به دست آوردن صلحى كه خواستار بود ( بر خلاف ميل و تصميم آشكار وليعهد ) مجبور شد كه بادكوبه ، دربند ، قراداغ ، شيروان ، گيلان و طالش را به مالكيت مطلق اعلىحضرت امپراتور روسيه واگذار نمايد و بدين ترتيب قسمت اعظم كرانهى باخترى بحر خزر را از دست بدهد . علاوه بر اين از كليهى ادعاهايش در مورد گرجستان صرفنظر كند . در گرجستان ياغيها كه در داغستان پناه گرفته بودند تا آنزمان از كمكهاى عباس ميرزا برخوردار بودند . در مقابل ايران در پى اين صلح منطقهى مهم ايروان را حفظ مىكرد و اين مايهى خوشوقتى آنان بود زيرا دلايل بسيارى وجود داشت كه خان ايروان قصد دارد در صورت ادامهى جنگ حكومت مستقلى تحت حمايت روسيه تشكيل بدهد ، همانگونه كه خان