گاسپار دروويل ( مترجم : منوچهر اعتماد مقدم )
30
سفر در ايران ( فارسى )
مشكل است « 6 » . در حقيقت ايرانيها در اين دوره لزوم پايان دادن قطعى به جنگى را كه به اشكال مىتوانستند ادامه دهند احساس مىكردند . نبردهاى قبلى بهويژه عمليات جنگى اصلاندوز و فتح دوبارهى لنكران از جانب روسها تقريبا باعث اضمحلال كليهى قواى نظامى ايران گرديده بود . تقريبا تمام توپخانهى آنها كه تحت فرماندهى يك افسر انگليسى قرار داشت و همچنين كليهى مهمات و ذخاير اردوى وليعهد به دست روسها افتاده بود به طورى كه حتى يك چادر و يك شتر هم از آن ميان نجات نيافت . چنانچه موضوع اين كتاب مرا نسبت به آنچه مربوط به سياست است تا حد زيادى محدود نمىكرد مىتوانستم خيلى چيزها دربارهى اقدامات پنهانى و حتى خارق العادهى سفير انگليس در اين موقعيت بنويسم ولى چون اين موضوع با هدف اين كتاب مباينت دارد لذا اجمالا و به طور سطحى فقط نظرى بر نتايج سياست مزبور مىاندازم و مىگذرم . اين صلح گرچه به نظر مىآيد كه با سياست تغييرناپذير انگليس مغايرت داشته باشد ، بهطور كامل ساخته و پرداختهى سفير انگليس بود . به طورى كه مىدانيم سياست دولت انگليس در اين منطقهى آسيا هميشه مبتنى بر اين بوده و هست كه روسها را به دست ايرانيها و متقابلا تضعيف نمايند به طورى كه هيچكدام قادر نباشند خواه جداگانه و خواه متفقا نسبت به مستملكاتشان در هند كه مجاور ايران است اقدامى به عمل بياورند . با اين همه در حالى كه سفير انگليس مشغول اين اقدامات بود كوشش مىكرد تا به هر وسيله جلو نفوذ روسها را در
--> ( 6 ) - من كاملا مطمئنم كه ايرانيها انتظار داشتند روسها منطقهى ايروان را از آنها بخواهند . آنها شايد اين خواست را بر واگذارى طوالش ترجيح مىدادند زيرا در دست داشتن طوالش جاى پايى است بر ساحل ارس به طورى كه در موقع مقتضى مىتوان از اين راه تمام گيلان و حتى مازندران يعنى تمام كرانههاى غربى و جنوب بحر خزر را به سهولت تسخير نمود .