گاسپار دروويل ( مترجم : منوچهر اعتماد مقدم )

28

سفر در ايران ( فارسى )

كردن زمينهاى خود ناتوان كرده بود . اين وضع اسف‌بار هنوز هم ادامه دارد و قرنها لازم است كه ايران دوباره از رونق خيره‌كننده‌ى دوره‌ى صفويه برخوردار شود . با توجه به قريحه‌ى آشكار نيكوكارى پادشاه جديد به نظر مىآمد كه او با شتاب به زخمهايى كه هنوز از آن خون مىچكد و بلايايى كه بر سر ملتش فرود آمده ، التيام خواهد بخشيد اما جريان امور صورت ديگرى پيدا كرد و پادشاه نه تنها به جبران بديهايى كه اسلافش از روى جاه‌طلبى و سنگدلى مرتكب شده بودند نپرداخت بلكه به سبب دنايت و عشق مفرطش به طلا اين بديها را تشديد نمود . با اين حال پادشاه فرمانهايى مبنى بر دوباره‌سازى شهرها و دهكده‌ها و همچنين بهبود بخشيدن به وضع كشاورزى صادر نمود ، ولى چون اين فرامين در مواردى همراه با كمكهاى لازم پولى نبود بىنتيجه ماند و يا نتايج بسيار اندكى به‌بار آورد . از سوى ديگر ادامه‌ى جنگ با روسيه فداكاريهاى تازه‌اى را از نظر انسانى و پولى ايجاب مىنمود و چنان‌چه صلح اخير كه سخاوتمندانه به او ارزانى شد و دور از انتظار بود وى را تقريبا به‌طور معجزه‌آسا « 3 » نرهانده بود ، شكست ايران غيرقابل اجتناب بود زيرا هيچ جاى شك نيست كه اگر كمى قبل از انعقاد صلح آقاى ژنرال كوتلوروسكى ( Kotlorowski ) فرمانده قوايى كه در جبهه‌ى بحر خزر عمل مىكرد آن‌چنان به طور

--> ( 3 ) - جنگ هيچ‌گاه به اين شدت پادشاه را در مخاطره‌اى كه پس از تسخير دوباره‌ى كندان توسط روسها صورت گرفت قرار نداده بود . يك ستون نيرومند به سوى اردبيل در حركت بود كه از آن‌جا به آسانى مىتوانست تهران را فتح كند در حالى كه دو ستون ديگر كه يكى ايروان و ديگرى تبريز را تهديد مىكردند وليعهد را مجبور نموده بود كه تمام توجه خود را به اين سو معطوف دارد تا بتواند از استان آذربايجان و تبريز كه كليد آن محسوب مىشود حركت نمايد . قشون ايران پس از جنگ اصلاندوز شديدا روحيه‌ى خود را باخته ، از تعداد آن كاسته شده بود . كليه‌ى وسايل و تجهيزات آتشبار از دست رفته ، اكثر توپچيها يا كشته شده و يا در حال فرار بودند . از فوج پياده‌نظام هم چيزى باقى نمانده بود . در چنين موقعيتى وليعهد هم از آشفتگى اوضاع حيرتزده شده بود . حال مىتوان تصور كرد كه اگر موفقيتها دنبال شده بود نتيجه‌ى آن‌چه مىتوانست بوده باشد .