عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )
97
تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )
كه خاصهء او بود از بهر مهر كردن داشتى . نخستين انگشترى نگين [ 1 ] او ياقوت سرخ بود و نقش و صورت ملك ، و گرداگرد او كتابه [ 2 ] صفت ملك نوشته ، و بدين انگشترى منشورها و سجلها مهر كردى . دو ديگر انگشترى نگين او عقيق بود و نقش او خراسان خره [ 3 ] حلقه او از زر [ 4 ] ، و به دو يادگارها مهر كردى . و انگشترين سه ديگر را نگين جزع [ 5 ] بود ، و نقش او سوارى كه همى تازد ، و حلقهء او زرين ، و بدين خريطهاء بريدان [ 6 ] مهر كردى . [ 7 ] و انگشترين چهارم را نگين از ياقوت سرخ بود ، و نقش او كبش كوهى [ 8 ] و حلقهء او زرين ، و به دو امان
--> [ ( 1 - ) ] اصل : مكن ؟ ب : از بود تا نخستين انگشترى ندارد . [ ( 2 - ) ] عينا ترجمهء اين جملهء مسعودى است ( مروج 1 ر 237 ) نقشه صورة الملك و حوله مكتوب صفة الملك . [ ( 3 - ) ] هر دو : خواسنحره ؟ اين كلمات را در ( ن ) حواصل جره ؟ طبع كرده و فهميده نشد كه مطلب مصحح از آن چه بوده ؟ در مروج الذهب مسعودى كه اين مطالب را غالبا گرديزى ازو گرفته گويد : و الخاتم الثانى فصه عقيق نقشه خراسان خره ( حره ) و ازين ثابت مىآيد كه صحيح آن خراسان خره بود يعنى خرهء خراسان . اما اينكه مصحح ( ن ) آن را به حواصل جره ؟ تبديل كرده سندى ندارد : [ ( 4 - ) ] هر دو : ازرر ؟ ترجمه عبارت مسعودى است : و حلقته ذهب . [ ( 5 - ) ] جزع : مهرهء سياه و سپيد از جنس آبگينه . [ ( 6 - ) ] هر دو : بربدان ؟ مسعودى : يختم به اجوبة البريد . [ ( 7 - ) ] اين جمله از : انگشترين سه ديگر تا مهر كردى در هر دو نسخه مكرر است . [ ( 8 - ) ] هر دو كيس كويى ؟ كه در ( [ ؟ ] ) كيش كوهى خوانده و صبغ كردهاند . ركبش بفتحهء اول و سكون دوم قوچ و بره است . مسعودى گويد : و الخاتم الرابع فصه ياقوت و نقشه بالمال ينال الفرج يعنى بمال خوشى دست ميدهد . گمان ميرود كه اصل كلمات معنى همين جملهء عربى بوده از قبيل بمال خوشى و غير آن . و كاتبان اصل آن را مسخ كردهاند ، كه باز يافتن صورت صحيح آن به من دست نداد ، و بنابران در متن همان كبش كوهى را گذاشتم ، كه قرائت ( ن ) است و مستند نيست .