عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )
89
تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )
سخت مشفق بود و بر تو نگران [ 1 ] و بر اهل نعمت سخت دل بود . و سيزده هزار از بزرگان و پيشروان ايرانشهر را بكشت . و رسم موبد [ 2 ] نشاندن برداشت و گفت : كسى نبايد [ 3 ] كه مرا بفرمايد ، و باز دارد [ 4 ] ، من بخويشتن اولى ترم صيانت كردن خويشتن را ، و همه بزرگان و متوجهان [ 5 ] ايران به روى [ 6 ] دشمن گشتند ، و چون يازده سال از پادشاهى او بگذشت ، لشكرها روى بايران نهاد از هر جاى . و چون هرمز چنان بديد متحير گشت و از همه لشكرها سپاه خواست . شابه بن الست [ 7 ] ملك تركستان هولتر بود ، و سه سالار بزرك از جانب خزر [ 8 ] و ثنبوس ؟
--> [ ( 1 - ) ] تونگر : مخفف توانگر است . [ ( 2 - ) ] موبد : بضم اول و سكون دوم و كسرهء باى ابجد يا فتحهء آن در پهلوى مگوپت به فتحهء پاء فارسى روحانيان زردشتى و حكيم و دانا مركب از مغ + بد كه اين پسوند در اوستا پهيتى است و در سپهبد و هيربدهم موجود است ( حواشى برهان ) . [ ( 3 - ) ] در اصل چنين است . در ( ن ) آن را ببايد خوانده و جمله را مشوش ساختهاند . [ ( 4 - ) ] هر دو : و بار داد ؟ در ( ن ) نوشتهاند كه اصلاح اين جمله ممكن نشد ؟ در حالى كه قرائت متن به كلى مقصد را روشن ميسازد ، و صحيح آن باز دارد باشد . [ ( 5 - ) ] متوجهان ارباب وجاهت و اعتبار باشند . [ ( 6 - ) ] ب : بر وى چون دشمن . [ ( 7 - ) ] كذا در هر دو نسخه . مسعودى : شابه بن شب . غرر ملوك الفرس : شابه . طبرى : شابه . مجمل : ساوشاه ، سابه شاه ، گزيده و فردوسى : ساوشاه در عصر خسرو بن پرويز حدود 581 م نام دو پادشاه كوشانى ( شاوك و پريوك ) در ايران شهر ماركوارت ذكر شده ، نام اولى با شابه - ساوه نزديكى مىرساند . [ ( 8 - ) ] اصل : حرر ؟ نام ديگر كه ثنبوس ( ؟ ) خوانده مىشود دانسته نشد كه اصل آن چيست ؟ ب : ثلنبوس ؟