عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )
88
تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )
بردارد نتوانست . او تمام كرد و خراج نهاد بر هر گزى گندم يك شيانى [ 1 ] و برنج چهار دانك [ 2 ] ، وزر هشت درم ، و چيزهاى ديگر هفت درم ، و چهار بن [ 3 ] خرما را يك شيانى ، و هر هفت بن [ 4 ] زيتون را يك درم ، و شهر نوبندگان [ 5 ] و همدان و بغداد كهن و اردبيل و مداين و ديوار باب الابواب او بنا كرد . هرمز بن نوشروان چون هرمز بپادشاهى بنشست ، با رعيت محاملت [ 6 ] كرد و بر ضعيفان و درماندگان
--> [ ( 1 - ) ] در هر دو نسخه شبانى كه در ( ن ) همچنين طبع كردهاند به باى ابجد ؟ اما صحيح آن شيانى است ، بياى دو نقطه دارد آن درمى بود ده هفت ( لغت فرس 153 ) در برهان نيز به ياء خطى است ) فرخى گويد : پس هر پنجره بنهاده بر افشاندن را * بدره و تنك بهم پر ز شيانى و شكر ( ص 131 ) هم او راست : باندازهء لشكر او نبودى * گر از خاك و از گل زدندى شيانى ( ص 393 ) . منوچهرى : همچون توئى كه خدمت ، كهتر كنى و مهتر * از بهر دوشيانى و ز بهر يكدو آرى ( ص 101 ) در مروج مسعودى ( 1 / 227 ) بر هر جريب يك درهم است . طبرى ( 1 / 568 ) : يك جريب گندم و جو يك درهم ، يك جريب تاك هشت درهم . يك جريب رطب هفت درهم بر چهار نخل فارسى يكدرهم . و على كل ستة اصول زيتون درهما . [ ( 2 - ) ] دانك : به سكون سوم و كسر آن كه در عربى دانق شده و اصل آن دانه است ، چهار يك درم و مثقال ( حواشى برهان 820 ) مسعودى : و الارز نصفا و ثلثا . [ ( 3 - ) ] در اصل حرف اول نقطه ندارد ، و بنابران در ( ن ) آن را من خواندهاند ، ولى صحيح آن بن بضمهء اول است مسعودى گويد : لكل اربع نخلات درهما ( 1 ر 227 ) . [ ( 4 - ) ] در اينجا باز بن اصل را در ( ن ) من طبع كردهاند ، باستناد تصريح طبرى و مسعودى قطعا بن بضمهء اول صحيح و معنى آن اصل است . وى گويد : و كل ست اصول زيتون درهما . [ ( 5 - ) ] در اصل نقاط ندارد . معرب آن نوبندجان يا نوبنجان است كه شهرى بود در خمايجان استخر پارس و در زمان سلجوقيان خراب شد ( جغرافياى خلافت شرقى 285 ) . [ ( 6 - ) ] هر دو نسخه : محاملت . مسعودى : و كان متحاملا على خواص الناس ، مائلا الى عوامهم .