عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )
50
تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )
كى لهراسپ بن كيوجى بن كى منش بن [ 1 ] كيقباد به پادشاهى بنشست و رسم ديوان او نهاد و تخت زرين بساخت و تاج بر سر نهاد مرصع به گوهرهاى بيش بها ، و همه پادشاهان هند و روم و ترك او را مطيع گشتند ، و سخاريب [ 2 ] را به بيت [ 13 ] المقدس فرستاد اما رنجى بيشتر ننمود آن مردمان را ، و به زندگانى خويش پادشاهى به پسر خويش گشتاسپ داد . كى گشتاسب بن كى لهراسپ چون به پادشاهى بنشست بروزگار او زردشت بن پورشسپ بن فيدراسپ [ 3 ] بيرون
--> [ ( 1 - ) ] اين نسب نامه در هر دو نسخه مغشوش و لا يقر است ، آنچه در متن آمده از آثار الباقيه بيرونى است ( ص 104 ) طبرى 2 / 598 : لهراسپ بن كى اوجى بن كى منوش بن كى فاشين بن كيسه بن كيقباد . بندهشن : لهراسپ بن كىاز بن كىمنوش بن كىپسين بن كىاپيوه بن كىكواز . اصل نام لهراسپ در اوستا ائوروت اسپه APSA - TAVRUA بود يعنى اسپ تندرو ( ابان يشت 105 ) كه اين نام در پهلوى و درى به لهراسپ تبديل شده ( دار مستتر در زند اوستا 2 / 392 ) [ ( 2 - ) ] در هر دو نسخه : سحاربت ؟ سنى ملوك الارض 27 : سخاريب النينوى . بلعمى 654 : سخاريب و در مجمل سحاريب طبع شده ( ص 143 ) كه باتفاق طبرى ديگران سخاريب است . [ ( 3 - ) ] هر دو نسخه : بن پورست بن فيدر اسب ؟ نام زردشت درگاتها زرهتهشتره ARTHSUHTARAZ و در پهلوى THSAHOTARAZ بوده كه معنى آن را دارندهء شتر زرد نوشتهاند ( دار مستتر ) نام پدرش در بندهش و دينكرت پوروشسپ PSAHSUROP و در مروج مسعودى : بورشسف ، و در طبرى بوسنسف ؟ است كه معنى آن را دارندهء اسپ پير گفتهاند . اما نام جدش در بندهش و دينكرت : پتيرگتارسپ - پااىتراسپ PSARTIAP PSARATGARITAP و در مروج : فذراسف - قيدرست و در طبرى : فردواسف است . زراتشت بهرام گويد : بگفتش همه راز با پورشسب * همان مژده بردند زى پيترسب ( مزديسنا و ادب فارسى 89 ) از روى اين ضبطها متن تصحيح شد .