عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )

466

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )

مد : [ 1 ] اين روز را روز اول نفر گويند ، كه نخستين كاروان كه از مكه بروند ، اين روز باشد . مه : [ 2 ] اندرين روز مر عثمان بن عفان را رضى اللّه عنه بكشاند ، كه غوغا اندر خانهء او افتادند و او مصحف همى خواند ، و همبران حال او را بكشتند ، و خون او را بر مصحف بريخت . مو : ابن روز را غدير خم [ 3 ] گويند . [ 4 ] . . . . مز : [ 5 ] اندرين روز مقتل عمر بن الخطاب بود رضى اللّه عنه ، كه ابو لولوه [ 6 ] غلام مغيره او را جراحت كرد ، و از آن جراحت بمرد ، و حكايت اين چنان بود : كه اين ابو لولوه عجمى بوده ، بندهء مغيره بود ، و سه پيشه ميدانست : آهنگرى و درودگرى [ 7 ] و آسيابانى . و مغيره همه روز از وى پنج درم همى خواست ، و ميان ايشان لجاج رفت ، و پيش عمر بن الخطاب رضى اللّه عنه آمدند . و مغيره گفت : يا امير المؤمنين ! اين بندهء من است و سه پيشه داند ، و از وى هر روز پنج درم همى خواهم . [ 292 ]

--> [ ( 1 - ) ] هر دو : بر ؟ البيرونى : مد . [ ( 2 - ) ] هر دو : لح ؟ البيرونى : مه . [ ( 3 - ) ] هر دو : عبد الرحم ؟ روز 18 ذى حجه غدير خم ناميده مىشود و اين مرحله‌يى است كه حضرت رسول در وقت باز گشت از حجة الوداع بازوى حضرت على را گرفت و گفت : من كنت مولاه فعلى مولاه ( أخرجه الترمذى از تيسير الوصول 3 ر 271 ) گويند كه اين حديث حسن غريب است و در اسناد آن محمد بن جعفر مداينى موجود است و بنابرين نميتوان آن را دليل آورد . البيرونى در آثار الباقيه 334 همين حديث غدير خم را به تفصيل آورده است . [ ( 4 - ) ] در اين جا در هر دو نسخه بياض موجود است و شرح غدير خم را ننوشته‌اند . [ ( 5 - ) ] هر دو : ندارند . در جدول البيرونى : مز . [ ( 6 - ) ] به پاورقى صفحه 54 رجوع كنيد . [ ( 7 - ) ] درودگرى : نجارى .