عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )

467

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )

ابو لولوه گفت : طاقت اين ندارم . عمر گفت : « اين سه پيشه كه تو دارى ، هر روز پنج درم ببايد داد ، و اين بسيار نباشد ، كه از آسياگرى اين واجب آيد دادن . » ابو لولوه از پيش او بيرون آمد ، و به زبان عجمى ميگفت : « كه اگر من آسيايى [ 1 ] ننهم كه تا قيامت از آن سخن گويند مرد نيستم . » و پس [ 2 ] دشنه بكرد و سر آن را آب داد ، و اندر مسجد آمد بوقت نماز فرصت يافت ، و عمر را رضى اللّه عنه بزد و مجروح كرد ، و از آن جراحت بمرد رضى اللّه عنه . مح : [ 3 ] اندرين روز وقعت حره [ 4 ] بوده است بمدينه . و سبب آن بود : كه چون عبد اللّه حنظله [ 5 ] كه پدرش را « غسيل الملائكة » گفتندى [ 6 ] ، با اهل مدينه اتفاق كرده ( بر ) يزيد بن معويه خروج كردند ( و ) بنو اميه را از مدينه بيرون كردند . يزيد بن معويه [ 7 ] مر مسلم بن عقبه المرى [ 8 ] را بمدينه فرستاد بحرب ايشان . و مسلم با اهل مدينه جنگ عظيم كرد ، و عبد اللّه بن حنظله با اكثر ( اهل ) مدينه شهيد شدند . بعد

--> [ ( 1 - ) ] كذا در هر دو . شايد اين كلمه را اسبابى يا اساسى توان خواند . [ ( 2 - ) ] دشنه : بفتحه يا كسرهء اول ، خنجر ( غياث ) . [ ( 3 - ) ] هر دو : سا ؟ متن از جدول البيرونى است . [ ( 4 - ) ] خره : بفتحهء اول و تشديد راء مفتوحه . جمع آن حرار است و مراد از آن زمينى است كه سنگهاى سياه سوخته داشته باشد ، و در اطراف مدينه و ساير اراضى عرب حرار متعدد بوده است ( مراصد 394 ) و اين واقعه در حرهء واقم شرقى مدينهء در سنه 63 ه . روى داده بود . [ ( 5 - ) ] هر دو : حنطله ؟ در تاريخ يعقوبى 2 ر 251 : عبد اللّه بن حنظله بن ابى عامر الانصارى . [ ( 6 - ) ] هر دو : عبد اللّه حنطله كه پدرش را غسل الملائكة با اهل مدينه ؟ . ولى حنظله بن ابى عامر از اصحاب پيامبر ( صلعم ) و مشهور به « غسيل الملائكة » است ( المعارف ابن قتيبه 343 ) چون جمله در اصل مقطوع و پريشان بود تصحيح شد . [ ( 7 - ) ] هر دو : بن معويه لعنت مر ؟ [ ( 8 - ) ] هر دو : المربى ؟ هو مسلم بن عقبه بن رباح المرى به پاورقى رجوع شود .