عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )

463

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )

را بخلافت بنشاند . [ 1 ] لج : [ 2 ] شب قدر شب اين روز باشد . و پيغمبر را صلى اللّه عليه و آله و سلم پرسيدند از شب قدر . گفت : اندر فردهاى ده آخر بجوئيد . اما بر اغلب ظن ، شب بيست و هفتم باشد و اللّه اعلم . لج : [ 3 ] برقعى از بصره بود ( 289 ) و اندرين روز خروج كرد ، و چندين گاه هميساخت ( با تاخت ) كاران و قومى از زنگيان و حبشيان و زطان [ 4 ] كه ببصره بود . از آنجا كارهاى گران ايشان كردند ، و از ايشان بعضى بنده بودند و بعضى آزاد . و برقعى سر ايشان بگردانيد [ 5 ] ، و همه را بخويشتن دعوت كرد و ميعادى بنهادند كه فلان روز بيرون آيند و خانه‌ها فراگيرند . و چون روز وعده بيامد ، سلاح ايشان بيشتر چوب و استخوان ماهى بود ، خانه‌هاى اهل بصره فرو كردند ، و برقعى دست ايشان مطلق كرد ، تا مال مردمان همى بستدند ، و مسلمانان را همى كشتند ، و زنان و عورتان ايشان را هميگرفتند ، تا همه بصره را قهر كردند ، و كشش بسيار بكردند ، و چند وقت بصره را بداشتند ، و رعيت و حشم او همه زطان و زنگيان [ 6 ] و حبشيان بودند . [ 7 ]

--> [ ( 1 - ) ] دربارهء ابو مسلم رك : ص 119 همين كتاب . [ ( 2 - ) ] هر دو : مد ؟ ولى بايد لج باشد يعنى 26 رمضان . [ ( 3 - ) ] هر دو : سپيد . جدول البيرونى : لج . خروج برقعى 26 رمضان 255 ه . بود و گويند كه او على بن محمد بن احمد بن عيسى بن زيد بن على بن حسين بن على بود ، و يا على بن محمد بن عبد الرحيم بن عبد القيس باشد ( آثار الباقيه 332 ) ابن خلدون گويد كه اين على بن عبد الرحيم از قريه و در يفن رى بود ، و نسب علوى را مدعى شد و به صاحب الزنج شهرت يافت ( تاريخ ابن خلدون 4 ر 18 ) . [ ( 4 - ) ] زط : معرب جت است كه مردم كوچىاند . [ ( 5 - ) ] آيا مراد ازين جمله آزادى آنها از بندگيست ؟ [ ( 6 - ) ] هر دو : زكيان ؟ [ ( 7 - ) ] كشتن و قلع قواى صاحب زنج در عصر موفق و صفر 270 ه . بود ( ابن خلدون 4 ر 21 ) .