عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )
425
تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )
به روى لازم شد . پس امير مسعود بفرمود : تا خودى بر سر او نهادند ، و او را بردار كردند و سنگريز كردندش . و پس سر او را برداشتند و ببغداد نزديك قادر فرستادند . و هر كسى كه امير مسعود را رحمة اللّه خلاف كرده بود . و با خصم او مطابقت كرده بود ، همه را بدست آورد ، و هر يكى را از ايشان عقوبتى كرد ، و همه را مستأصل گردانيد . و مر احمد ينالتگين [ 1 ] خازن را كه خازن محمود بود بگرفت [ 256 ] و مصادره كرد ، و مالى عظيم از وى بفرمود ستدن . و چون مال بداد ، او را سوى هندوستان فرستاد ، و سالارى هندوستان به دو داد ، و او را بجاى الياروق الحاجب [ 2 ] آنجا فرستاد ، و آن غضبها و مصادره و رنج و استخفافها كه بر احمد ينالتگين رسيد ( ه ) بود ، اندر دل احمد بود . چون بهندوستان رسيد ، سر از اطاعت بكشيد و عصيان پديد كرد . و امير ناصر دين اللّه بفرمود : تا ابو طالب رستم مجد الدوله را از هندوستان بياوردند ، و او را پيش خويش خواند و نيكوى گفت و فرمود تا هم بغزنين از بهر او جاى ساختن ، و مثال داد ! تا بهر وقت به خدمت درگاه همى آيد ، و تا آخر عمر بغزنين بود . و اندرين وقت حسين [ 3 ] بن معدان كه امير مكران بود بيامد ، و از برادر خويش ابو العسكر شكايت كرد و گفت پادشاهى فرود گرفته است و حق من ببرده است و انصاف من مىندهد . پس امير ناصر دين اللّه ، مرتاش فراش را مثال داد ، و با او بفرستاد ، تا بمكران شد ، و انصاف از برادر او بستد ، و مر حسين را بولايت بنشاند .
--> [ ( 1 - ) ] ب : ينالتگين ندارد . [ ( 2 - ) ] در تاريخ بيهقى مكررا اريارق حاجب سالار هندوستان است . [ ( 3 - ) ] كذا در هر دو نسخه . در تاريخ بيهقى سال كشته شدن عيسى معدان 422 ه . است كه برادرش ابو العسكر بود . در ابن اثير 9 ر 172 نيز گويد : كه معدان حكمران مكران بمرد ، و دو پسرش باقى ماند : ابو العساكر و عيسى . ابن حوقل نيز حكمران مكران را عيسى بن معدان مىنويسد كه پايتختش كيز ( كيج ) بود ( صورة الارض 325 ) پس بموجب اين كتب عيسى عصيان كرده و برادرش ابو العسكر بدربار مسعود پناه آورده بود ( 422 ه . )