عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )

413

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )

تا مؤذن بر سرديهره [ 1 ] شد ، و بانگ نماز داد ، و آن بتان را همه بشكستند و بسوختند و ناچيز كردند . و آن سنگ منات را از بيخ بركندند ، و پاره پاره كردند ، و بعضى ازو بر استر نهادند ، و بغزنين آوردند ، و تا بدين غايت بر در مسجد غزنين افگنده است . و گنجى بود اندر زير بتان ، آن گنج را برداشت ، و مالى عظيم از آنجا بحاصل كرد ، چه بتان سيمين و جواهر ايشان ، و چه گنج از ديگر غنيمتها ، و از آنجا باز گشت . و سبب آن بود كه بهيم ديو [ 2 ] كه پادشاه هندوان بود به راه بود ، و امير محمود گفت : « كه نبايد كه اين فتح بزرگوار را چشم رسد » . از راه راست نيامد . دليل آن راه گرفت ، و بر راه منصوره [ 3 ] و ساحل جيحون ، [ 4 ] روى سوى ملتان نهاد . و اندران راه بر لشكريان رنج بسيار رسيد ، چه از وجه خشكى بيابان ، و چه از جتان سند ، و از هر نوعى ، و مردم بسيار از لشكريان اسلام اندران راه هلاك شدند . بيشتر از ستوران هلاك شدند ، تا بملتان رسيدند ، و از آنجا روى بغزنين نهادند ( 245 ) و امير محمود رحمة اللّه بغزنين آمد با لشكر خويش ، اندر سنه سبع عشر و اربعمائه . و هم اندرين سال رسولان آمدند از نزديك قتاخان [ 5 ] و يغرخان ، بسوى امير محمود

--> [ ( 1 - ) ] اصل : بر سرديره شد . ب : بر ديهره شد . ديهره در سنسكريت بمعنى معبد و بتخانه است ( قاموس هندى 411 ) . [ ( 2 - ) ] اصل : پدم‌ديو . ب : بيرم ديو ؟ ( در ابن اثير 9 ر 143 ) و قصيدهء فتح سومنات فرخى ( 72 - 73 ديوان او ) و نيز در تواريخ هند مانند هسترى آف انديا از ايشوارى پرشاد ( ص 145 ) نام راجهء مقابل محمود در جنگ سومنات بهيم ديواشاه گجرات بود . [ ( 3 - ) ] منصوره : شهرى كه در قديم بمهنوا و در سند واقع بود ، در عصر امويان ناميده شد ( قانون مسعودى 552 ) . [ ( 4 - ) ] مراد از جيحون درياى سند است . [ ( 5 - ) ] هر دو : قياخان ؟ و بغرخان ؟ ولى دو منتخبات كتاب طبايع الحيوان تأليف طاهر مروزى