عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )

412

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )

بروزگار سيد عالم صلى اللّه عليه و سلم از كعبه به راه عدن گريزانيدند بدانجاست ، و آن را بزر گرفته‌اند . و گوهرها اندر و نشانده ، و مالى عظيم اندر خزينه‌هاى آن بتخانه نهاده‌اند . اما راه او سخت پر خطر است و مخوف و با رنج بسيار . و چون امير محمود رحمة اللّه اين خبر بشنيد ، او را رغبت او فتاد ، كه بدان شهر شود ، و آن بتان را ناچيز كند ، و غزوى بكند . و از هندوستان روى سوى سومنات نهاد به راه نهرواله ، [ 1 ] و چون به شهر نهرواله رسيد خالى كرده بودند ، و مردم آن همه بگريخته . لشكر را بفرمود تا علف برداشتند ، و از آنجا رو بسوى سومنات نهاد . [ 2 ] و چون نزديك شهر رسيد ، و آن را شمنان [ 3 ] و برهمنان بديدند ، همه به پرستش بتان مشغول گشتند و سالار آن شهر از شهر بيرون آمد ، و اندر [ 244 ] كشتى نشستند با عيال و بنهء خويش ، و اندر دريا شدند ، و بر جزيره فرود آمد ، و همى بودند ، تا لشكر اسلام از آن ديار نرفتند ، ايشان از آن جزيره بيرون نيامدند . و چون لشكر اسلام نزديك شهر آمدند ، مردم شهر را در حصار گرفتند ، و بحرب بپيوستند ، و بسى روزگار نشد كه حصار بكشادند ، و لشكر امير محمود اندر او فتادند ، و كشتنى كردند هر چه منكرتر ، و بسيار كفار كشته شدند . و امير محمود رحمة اللّه بفرمود :

--> [ ( 1 - ) ] در منابع فارسى نهرواله ضبط است كه شهرى بود در گجرات ( طبقات ناصرى 1 ر 229 ) فرخى سيستانى گويد : چو نهرواله كه اندر ديار هند بهيم * به نهرواله هميكرد بر شهان مفخر ( ديوان 69 ) در منابع هندى و قانون مسعودى ( ص 552 ) انهلواره است ، كه به راه سومنات 98 درجه 20 دقيقه واقع بود . [ ( 2 - ) ] سومنات بر آخر ساحل جنوبى جزيره نماى جوناگرهه واقعست . و بقول بيرونى سوم : قمر + نات : صاحب ، و تمام كلمه « صاحب قمر » معنى داشت و در سنه 416 ه . بدست محمود بر كنده شد ( كتاب الهند 429 ) . [ ( 3 - ) ] شمن : بر وزن چمن از سره منه سنسكريت آمده كه بمعنى راهب و تارك دنياست . در لهجهء پالى هند سمن و در اوراق مانوى در پارتى شمن بود ( حواشى برهان 1296 ) .