عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )

397

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )

را رحمة اللّه ببلخ خواندند ، و چون پيش پدر آمد ، او را نيكوى گفت ، [ 1 ] و ولايت هرات به دو داد ، و او را سوى هرات گسيل كرد . و مر ابو سهل محمد بن الحسين الزوزنى [ 230 ] را كدخدايى او داد ، و با او بهرات بفرستاد ، و ولايت گوزگانان مر امير محمد [ 2 ] را رحمة اللّه داد ، و او را همچنان خلعت داد و نيكوى گفت ، و سوى گوزگانان گسيل كرد ، و ابو بكر قهستانى را با او بفرستاد . و چون سنه تسع و اربعمائه اندر آمد ، امير محمود رحمة اللّه راى زد ، كه سوى قنوج [ 3 ] رود ، و آن ولايتى بود بسيار و آبادان و تونگر كافرند بسيار . پس از هفت آب مخاطره بگذشت . چون بسرحد قنوج رسيد بكوره نامى كه امير سرحد بود ، رسول فرستاد طاعت نمود و امان خواست . او را زينهار داد ، و از آنجا به قلعهء برنه [ 4 ] شد ، و امير آن قلعه هردت [ 5 ] بود بگريخت و قوم خويش را بگذاشت . و قوم هردت قلعه حصار كردند . چون سپاه اسلام اندر رسيدند ، و اهل حصار آلت و ابهت ايشان بديدند ، كسان اندر ميان كردند ، و هزار بار هزار درم و سى پيل بدادند ، و خويشتن را باز خريدند . و از آنجا به قلعهء مهاون [ 6 ] شدند ، و امير آن قلعه كلچندر [ 7 ] بود ، و اين قلعه در كنار آب جون بود ، و چون كلچندر خبر آمدن امير يمين الدوله بشنيد ، بر پيلى نشست ، كه

--> [ ( 1 - ) ] ب : نيكويى كرد . [ ( 2 - ) ] هر دو : امير محمود ؟ [ ( 3 - ) ] قنوج به همين نام بر كنار راست گنگا در جنوب غربى دهلى بفاصله 51 ميل از لكهنو و 28 ميل از فتح گر واقعست . [ ( 4 - ) ] هر دو : ترنه ؟ در يمينى 305 بربه طبع شده ، و در طبع ناظم آن را برنه نوشته‌اند . ولايت برن در عصر ما بعد شهرت داشت ، رجوع شود به طبقات ناصرى جلد 2 . [ ( 5 - ) ] يمينى 305 هردت و هو احد الرايان الرائين اعنى الملوك . اين نام در ابن اثير 9 ر 109 هودب طبع شده . [ ( 6 - ) ] مهاون در عصر اكبر مربوط شهر آگره بود ( آيين اكبرى 2 ر 13 ) . [ ( 7 - ) ] كذا در هر دو نسخه ، اما در يمينى 306 و ابن اثير 9 ر 109 كلجند است .