عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )

390

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )

آمد ، و ايلك با آن لشكر از رود بگذشت و ببلخ آمد ، و امير محمود رحمة اللّه آنجا رفت ، و بدشت كتر [ 1 ] حرب كردند . و چون لشكرها صف كشيدند ، امير محمود دو ركعت نماز گذارد ، و از خداى عز و جل فيروزى خواست . و پس روى بحرب آورد و بفرمود تا جمله فيلان را بر انگيختند و حمله بردند . اندر ساعت تركان هزيمت شدند و لشكر امير محمود بسيار از ايشان بكشتند و بسيارى ( 224 ) دستگير كردند ، و آنچه بگريختند در آب غرق شدند ، و اسب و سلاح ايشان بستدند . و اين فتح بروز يكشنبه بود بيست و دوم ماه ربيع الاخر سنه ثمان و تسعين و ثلثمائه . [ 2 ] و چون امير محمود ازين حرب فارغ شد خبر رسيد : كه شوكپال [ 3 ] نبسهء شاه كه به نيشاپور بدست ابو على سيمجورى اسير افتاده بود و مسلمان شده ، اندرين وقت مرتد شد . پس امير محمود رحمة اللّه بر وى تاختن آورد ، و او را بگرفت اندر كوههاى كشنور [ 4 ] و شوكپال چهار صد هزار درم بپذيرفت . امير محمود آن را به تگين [ 5 ] خازن بخشيد ، و او

--> [ ( 1 - ) ] هر دو : دشت كر ؟ كه صحيح آن كتر است ، فرخى در مدح محمود گويد : ز بت‌پرستان چندان بكشت و چندان بست * كه كشته بود و گرفته زخانيان به كتر ( 71 ديوان ) در ديوان فرخى ذكر فتح كتر برخانيان مكرر آمده و عتبى ( ص 218 ) گويد : كه اين معسكر در چهار فرسخى شهر قنطرهء جرخيان واقع بود ، كه بقول ابن اثير ( 9 ر 79 ) در دو فرسخى شهر بلخ باشد . [ ( 2 - ) ] در تاريخ يمينى 219 و ابن اثير ( 9 ر 89 ) اين فتح در ( 397 ه . ) بود . [ ( 3 - ) ] هر دو : شوكيان ؟ عتبى 223 : الايقاع بالمعروف بنواسه شاه احد اولاد ملوك الهند . چون چند سطر بعد در هر دو نسخه شوكپال است ، و اين املا به نامهاى ! اجدادش جيه‌پال و انندپال شباهت دارد ، به ظن غالب صحيح خواهد بود . و ممكن است اصل نام اشوك‌پال باشد . اما كلمهء نبسه و نبس شكل قديم نواسه است . [ ( 4 - ) ] كذا در هر دو . اصل اين نام معلوم نشد . شايد كشمور باشد ، كه در سند عليا و جنوب شرق ملتان در شمال اراضى بلوچ واقعست بر كنار چپ درياى سند . و اگر اين كلمه را كتور بخوانيم ، همين نورستان كنر عليا امروزى باشد . [ ( 5 - ) ] اصل : بعكمن ؟ ب : به عكس خازن ؟ قرائت متن حدسى است .