عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )

391

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )

را بحبس كرد ، تا مرگ اندران حبس بود . و از آنجا سوى هندوستان رفت ، اندر سنه تسع و تسعين و ثلثمائه ، [ 1 ] و با انندپال حرب كرد ، و انندپال را هزيمت كرد ، و سى فيل بگرفت ، و بسيار غنائم يافت لشكر . و از آنجا به قلعت بهيم نگر [ 2 ] شد ، و آن قلعه را حصار كرد ، و سه روز حرب كرد ، تا اهل قلعه بزينهار آمدند ، و در باز كردند . و امير محمود با تنى از خاصگان خويش اندر قلعه شدند ، و آن خزينهاى زر و سيم و الماس و هر چيزى كه از روزگار بهيم باندو [ 3 ] نهاده بودند برگرفت . و چندان مال يافت اندران قلعه ، كه حد و قياس آن پديد نبود . و از آنجا بغزنين آمد ، و تخت زرين و سيمين بر در كوشك بنهاد ، و آن مال بصحرا بفرمود تا بريختند ، چنان كه همه حشم و رعيت بديدند . و اين اندر سنه اربع مائه بود . و چون سنه احدى و اربعمائه اندر ( 225 ) آمد ، از غزنين قصد ملتان كرد ، و آنجا رفت و باقى كه از ولايت ملتان مانده بود بتمامى بگرفت . و قرامطه كه آنجا بودند ، بيشتر از ايشان بگرفت ، و بعضى را بكشت ، و بعضى را دست ببريد و نكال [ 4 ] كرد ، و بعضى را به قلعها باز داشت ، تا هم اندران جايها بمردند . و اندرين سال داود بن نصر را بگرفت و بغزنين آورد ، و از آنجا به قلعهء غورك فرستاد ، و تا مرگ اندران قلعه داشته بود . [ 5 ] و چنين خبر آوردند مر امير محمود را كه تانيسر [ 6 ] جاى بزرگست و بتان بسيار

--> [ ( 1 - ) ] يمينى 224 : حركت بهند در سلخ ربيع الاخر 397 ه . ابن اثير 9 ر 85 : ربيع الاخر 398 ه . [ ( 2 - ) ] اين قلعه را نگركوت هم گفته‌اند ، كه اكنون كانگره گويند ، و به روى نقشه در جنوب شرقى لاهور واقعست ( تاريخ هند بانگليسى از جيمزجينس 92 طبع لندن 1954 م ) . [ ( 3 - ) ] هر دو : بيم باندو . [ ( 4 - ) ] نكال : جزايى كه عبرت ديگران شود ( المنجد ) . [ ( 5 - ) ] هر دو : داشتند ؟ [ ( 6 - ) ] در قانون مسعودى 563 و كتاب الهند 429 تانيشر شهر مقدس هندوانست . ولى اكنون آن را تهانيسر گويند ، كه به روى نقشه در جنوب شرقى سر هند واقعست ( تاريخ هند بانگليس از از ايشوارى پر شاد ( طبع آله آباد 1933 م ) .