عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )
389
تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )
و نسا و باورد همى گشتند ، و ارسلان جاذب از پس ايشان همى شد شهر به شهر ، و آنچه بدست آمدند همى گرفت و همى كشت . و امير محمود مر التونتاش الحاجب را بمدد ( 223 ) او فرستاد . پس تركان حيله كردند و بعضى بگذرگاه بشدند ، و گروهى مخاطره كردند و جيحون بگذشتند ، و بيشتر از ايشان هلاك شدند ، و مادون النهر از ايشان خالى شد . و امير محمود خبر يافت ، كه لختى از ايشان بر كنارهء آب شدهاند بمرو نخواهند گشت . دبدبهء تاختن و آينه بزدند . [ 1 ] تركانى كه مانده بودند ، چون آن بانگ بشنيدند خويشتن را اندر آب انداختند از بيم ، و غرق شدند ، و غازى آخر سالار آنجا كشته ( شد ) اندر . . . [ 2 ] كه حرب كرد . و امير محمود رحمة اللّه قصد حرب ايشان كرد ، چون سپاه او از [ 3 ] تاختن رنجه شده بودند ، انديشيد كه اگر بر آويزند ، تركانخان را بزنند ، و باشد كه اين ظفر و فيروزى را چشم رسد . [ 4 ] و چون سباشى تگين بنزديك ايلك رسيد ، سباشى تگين را ملامت كرد بسيار . سرهنگان گفتند : كه با آن فيلان و سلاح و آلت و مردان هيچكس مقاومت نتواند كرد . بعد از آن ايلك بهمهء ما وراء النهر كس فرستاد و لشكر خواست ، تا چهل هزار سوار گرد
--> [ ( 1 - ) ] هر دو : بودند از ختن آينه بزدند ؟ كلمات متن بتقريب اين كلمات نوشته شد ، راجع به دبدبه و آينه به پاورقى ( ص 170 ) رجوع كنيد . بار تولد در تركستان اين الفاظ ممسوخ و مبهم را چنين خوانده كه از متن روسى به انگليسى و پس از آن به فارسى چنين آمده است : لشكريان محمود « ترانهء تركى را به آهنگ شيرين ختنى » مىسرودند ، وقتى كه تركان اين آواز شنيدند ، از هول جان خود را در دريا مىانداختند و غرق مىشدند . اگر متن روسى بار تولد نيز چنين باشد ، پس اين استنباط بار تولد از متن پريشان و مغشوش گرديزى شگفتانگيز است ! ! ! كه تركان ترانهء تركى را به آهنگ شيرين ختنى بشنوند ، و از هول خود را به دريا اندازند ! ؟ [ ( 2 - ) ] اصل : غازى آخر سالار آنجا كنته اندر ماراد ؟ ب : و غازى آخر سالار آنجا كشته اندر ماراد ؟ [ ( 3 - ) ] هر دو : كه سپاه او را تاختن ؟ [ ( 4 - ) ] هر دو : حشم ؟