عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )

338

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )

و ابو على [ 1 ] پسر ماكان را با نهصد مرد ديلم معروف ، كه اسير گرفته بود اندر غزا ، رها كرد ، و بر اشتران نهاده [ 2 ] به بخارا فرستاد ، و اندر زندان بخارا همى بودند ، تا و شمگير به بخارا آمد بطاعت ، و ايشان را بخواست ، به دو بخشيد . پس المتقى بخلافت بنشست اندر سنه تسع و عشرين و ثلثمائه ، و عهد خراسان سوى امير سعيد فرستاد ( 187 ) و احمد بن محمد المظفر به رى بود ، و شمگير به طبرستان بود ، و ساريه [ 3 ] را حصار گرفته بود . و چون احمد قصد او كرد ، حال بر وى تنگ شد ، و همه ولايت او بگرفت ، و زمستان اندر آمد و بارانها متواتر شد . پس صلح جستند و مواضعت بنهادند ، كه و شمگير سر از اطاعت نكشد . و ابو على احمد بن محمد سوى گرگان باز گشت اندر جمادى الاخرى [ 4 ] سنه احدى و ثلثين ، و هم اندرين ماه امير سعيد فرمان يافت . [ 5 ] و چون او بمرد ، از آن مدبران و دبيران كه بر در [ 6 ] او بودند كسى نماند ، و حدود [ 7 ] و گروهى ميان لشكر او اندر او فتاد . و شغل تدبير از محمد بن عبيد اللّه البعلمى ، سوى

--> [ ( 1 - ) ] مطبوع تهران : و ابو على سر ماكان ؟ [ ( 2 - ) ] ب : از - و از آنجا تا نهاده - ندارد . [ ( 3 - ) ] ساريه شهرى در طبرستان كه از بحر سه فرسخ فاصله دارد ( مراصد 2 ر 682 ) اكنون هم بنام سارى در مازندران شمال ايران موجود است . [ ( 4 - ) ] هر دو و مطبوع : جمادى الاخر . [ ( 5 - ) ] وفاتش رجب 331 ه . ( ابن اثير 7 ر 130 ) بعد از 13 ماه به مرض سل در شعبان 331 ه . پس از سى سال پادشاهى ( ابن خلدون 4 ر 345 ) . [ ( 6 - ) ] ب : كه بر دار او . مطبوع تهران : كه برادر او ؟ [ ( 7 - ) ] اصل و مطبوع تهران : حدود گروهى ؟ ب : و حدود كروهى ؟ تصحيح متن بحدس است .