عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )
306
تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )
آباد [ 1 ] آمد ، و با رتبيل [ 2 ] حرب كرد ، و حيله ساخت و رتبيل را بكشت ، و پنجواى به رخود [ 3 ] بگرفت ، و از آنجا بغزنين آمد و زابلستان بگرفت ، و شارستان غزنين را به پا افگند ، [ 4 ] و بگرديز [ 5 ] آمد ، و با ابو منصور افلح بن محمد بن خاقان كه امير گرديز بود [ 6 ] حرب كرد . و بسيار كشش كرد ، تا مردمان اندر ميان شدند ، و ابو منصور گرگان بداد و ضمان كرد ، كه هر سال ده هزار درم خراج به سيستان بفرستد . و از آنجا باز گشت ، و سوى بلخ رفت ، و باميان بگرفت اندر سنه ( 161 ) ست و خمسين و مأتين ، و نوشاد [ 7 ] بلخ را ويران كرد ، و بناهايى كه داود بن العباس بن هاشم بن
--> [ ( 1 - ) ] شهر كهنه در غرب قندهار كنونى كه خرابههاى آن هنوز هم باقى است ، همين تگين آباد 200 ه . تا 600 ه . باشد و يا شهرى ديگر بين قندهار و مجراى درياى هلمند . [ ( 2 - ) ] اين كلمه در اصل و ب : رنتيل ، زنبيل است ، و در كتب ديگر هم املاى آن مسخ شده از قبيل زنتبيل ، رتبل ، زنبل ، روتبيل ، رسل ، تلپل و غيره . ولى ضبط اكثريت در كتب تاريخ و لغت عربى رتبيل است . كه لقب خاندانى شاهان زابل بين غزنه و سيستان باشد . [ ( 3 - ) ] رخود ، رخذ ، رخج همين سرزمين مجراى ارغنداب تا مجراى هلمند است . كه پنجواى و كوهك و تگين آباد و غيره در آن واقع بودند . [ ( 4 - ) ] در هر دو نسخهء خطى و ن و ناظم چنين است . برخى آن را بنا افگند خواندهاند . آيا مراد از به پا افگند تخريب نيست ؟ [ ( 5 - ) ] گر - غر كوه + ديس يا ديز كه در كتيبهء درى قديم بغلان ليز است معنى حصار و قلعه و بناى عظيم محفوظ دارد ، پس گرديز حصار كوهى باشد ، كه در احسن التقاسيم 296 به صورت كرديس هم ضبط شده . [ ( 6 - ) ] اين امير از خاندان لويكان غزنه است ، كه بعد از سقوط غزنه به گرديز پس نشسته بودند ( رك : رسالهء لويكان غزنه طبع كابل و افغانستان بعد از اسلام 1 ر 31 ببعد ) . [ ( 7 - ) ] اين كلمه دربارهء معبد بغلان در كتيبهء حدود 160 م . به شكل نوشال استعمال شده ، و چنين به نظر مىآيد كه بنام نوشاد معابد زردشتى و بودايى و غيره در افغانستان قبل از اسلام وجود داشت . ياقوت قريه و يا قصرى را در بلخ به شكل نوشار ذكر مىكند ( معجم البلدان 5 ر 310 ) ولى چون تصريح دارد كه آخرش راء قرشت است ، بنابرين آن را كلمهء على حده غير از نوشاد ما سخن فيه بايد دانست ( رك : مادر زبان درى طبع كابل ص 67 ) .