عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )
296
تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )
غسان بن عباد [ 1 ] و چون سر مخلوع بخراسان آوردند ، و خليفتى بر مأمون راست شد ، ولايت خراسان مر غسان بن عباد را داد ، اندر رجب سنه اربع و مائتين ، و غسان مر ليث بن سعد را از سمرقند معزول كرد ، و نوح بن اسد را داد ، و بروزگار او مأمون از مرو برفت ، و ببغداد شد ، و ( على بن ) موسى الرضا [ 2 ] بطوس فرمان يافت رضى اللّه تعالى عنه . و فضل بن سهل ( را ) اندر سرخس [ 3 ] به گرمابه بكشتند . و چون ( 154 ) تركات او بنگريستند ، اندر ميان درجى [ 4 ] يافتند به مهر و قفلى در آنجا نهاده ، [ 5 ] قفل باز كردند ، حقهء زرين يافتند بند [ 6 ] كرده ، باز كردند ، اندر آنجا پارهء حرير بود ، بر آنجا نوشته يافتند : « بسم اللّه الرحمن الرحيم ، اين حكم فضل بن سهل است ، كه از بهر خويشتن حكم كرده است ، و عمر يابد چهل و هشت [ 7 ] سال ، پس بكشندش ميان آب و آتش » هم بدين مقدار عمر يافت ، و خال مأمون ، غالب بن استادسيس [ 8 ] او را
--> [ ( 1 - ) ] هر دو : عسان بن عباده ؟ وى غسان بن عباد بن ابى الفرج و كاكازادهء فضل بن سهل وزير است كه از طرف او والى خراسان و بعد از آن در سنه 213 ه . والى سند بود ، وفاتش بعد از 216 ه . است ( الاعلام 5 ر 311 ) . [ ( 2 - ) ] هر دو : على بن ، ندارد . وى على بن موسى الكاظم بن جعفر صادق و ملقب برضا و امام هشتم اماميه است . كه در 153 ه . در مدينه به دنيا آمد ، او را مأمون عباسى دوست داشت ، تا جايى كه با او به وليعهدى بيعت كرد ، و سكه بنامش زد ، ولى او در حيات مأمون در طوس وفات يافت 203 ه . و نزد آرامگاه هارون الرشيد دفن شد كه اكنون به مشهد معروفست ( الاعلام 5 ر 178 ) . [ ( 3 - ) ] هر دو : سرخش ، ولى سرخس شهر معروف خراسانست . [ ( 4 - ) ] درج : به ضمهء اول و سكون دوم ظرفى كه زنان عطر و اسباب خود را در آن نهند ( المنجد ) . [ ( 5 - ) ] هر دو : در آنجا بها كه قفل ؟ [ ( 6 - ) ] هر دو : بد كرده ؟ [ ( 7 - ) ] هر دو : چهل و هست . [ ( 8 - ) ] هر دو : اشناس ؟