عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )
292
تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )
كردندى ، و ميان مردمان عيسى و مردمان حمزه ، حربها بسيار افتاد ، و كار عيسى راست ستاده ، و ده آس [ 1 ] ببلخ عيسى بنا كرد . هرثمه ابن اعين [ 2 ] و رشيد خراسان ، مر هرثمه بن اعين را داد ، و او بخراسان آمد ، اندر سنه احدى و تسعين و مائه . و رافع بن الليث بن نصر بن سيار بسمرقند عاصى شده بود ، و هرثمه به دو مشغول شد چندگاه . پس هرثمه او را امان نوشت ، و بنزديك رافع فرستاد . رافع بدان التفات نكرد . و چون رشيد اين خبر بشنيد گفت : « هر كه زينهار نامه رد كند خوار گردد » و هرثمه بن ( اعين ) طاهر بن الحسين را بنزديك خويش خواند ، و خراسان از حشم خالى شد . و حمزه بيرون آمد ، و كشتن و غارت كردن گرفت ، و كار داران [ 3 ] از هرات و سيستان سوى وى هم آمدند . [ 4 ] عبد الرحمن نشابورى به زرنج [ 5 ] بيرون ( آمد ) و بيست هزار مرد غازى نوشته [ 6 ]
--> [ ( 1 - ) ] هر دو : دهاس . اما آس همين آسيا باشد . و نهر بلخ دهاس نام داشت ، زيرا بران ده آسيا مىگشت ، و اين نهر از باب نوبهار بلخ گذشته و تمام روستاهاى آن را تا سياه گرد آبيارى ميكرد ( ابن حوقل 448 ) . [ ( 2 - ) ] هرثمه بن اعين از دلاوران و قايدان دورهء عباسى است در ارمينيه و افريقا بناهاى زياد كرد ، در سنه 178 ه . از طرف هارون والى مصر شد . و در سنه 179 ه . تا قيروان پيش رفت ، و قبايل بربر را مطيع گردانيد و در قيروان قصر منستير و حصار طرابلس غرب بساخت ، در سنه 181 ه . والى خراسان شد ، و در سنه 200 در زندان مرو بمرد ( الاعلام 9 ر 75 ) وى روز دوشنبه 21 ربيع الاخر 192 ه . بمرو آمد ( سنى ملوك 143 ) . [ ( 3 - ) ] هر دو : و كارداران را سوى . [ ( 4 - ) ] ب : وى آمدند . [ ( 5 - ) ] هر دو : بنزع ؟ زرنج تصحيح حدسى است . [ ( 6 - ) ] در هر دو نسخه مانند متن است ، شايد مراد نوشته ، نام نوشتهء داخل احصائيه لشكر باشد . در ( ن ) چنين طبع كرده : غازى به او پيوستند با عبد الرحمن .