عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )
293
تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )
با عبد الرحمن گرد آمدند ، اندر سنه اربع و تسعين و مائه ، قصد حمزه كردند . با حمزه شش هزار مرد بود ، و بيشتر از مردمان حمزه كشته شدند ، و حمزه را بكشتند ، بهرات بشد ، و غازيان بر اثر او بشدند ، آخر او را بكشتند ، اندر شهور ثلث عشر و مائتين و ابو اسحق قاضى [ 1 ] بجاى او بيستاد ، و هرثمه سمرقند را حصار كرد ، بر رافع بن الليث ، و بسيار حرب كرد تا سمرقند را بكشاد ، و رافع را بكشت ، و ما وراء النهر به يحيى بن معاذ دادند ، اندر سنه ( 151 ) خمس و تسعين و مائه ، و از پس از آن معزول كردندش ، و باينجور [ 2 ] را داد ، اندر شعبان سنه تسع و تسعين و مائه . و هارون چون خبر رافع و هرثمه بشنيد تنگدل گشت ، و از بغداد برفت و قصد سمرقند كرد . چون بطوس رسيد بمرد ، اندر سنه ثلث و تسعين و مائه . المأمون عبد اللّه بن رشيد و چون رشيد فرمان يافت ، مأمون بمرو [ 3 ] بود ، و رشيد وصيت كرده بود كه « مالى كه با منست ، همه به مأمون رسانند . » و فضل بن الربيع خيانت كرد ، و همه مال سوى بغداد بردند بنزديك محمد بن زبيده ، بر خلاف آنچه رشيد وصيت كرده بود . و مأمون از پس امين وليعهد بود . و چون مأمون بخراسان بود بوقت وفات پدر ، هم آنجا قرار كرد ، و ولايت خراسان را ضبط كرد . و امين مؤتمن را از زمين مغرب باز خواند ، و او را بفرمود : تا
--> [ ( 1 - ) ] ابو اسحاق بن عمير الجاشنى ( تاريخ سيستان 180 ) . [ ( 2 - ) ] اين كلمه در هر دو نسخه نقاط ندارد ، ظاهرا اين شخص باينجور باشد ، كه آل باينجور در تخارستان از ترند و بلخ تا باميان و اندراب از 232 تا 372 ه . حكمرانى داشتند ( معجم الانساب 307 ) . [ ( 3 - ) ] هر دو : بمروه ؟