عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )

257

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )

اثنى عشر و مائة . و چون بخراسان رسيد خاقان ترك بيرون آمد ، چون جنيد با خاقان حرب كرد خاقان را هزيمت كرد ، و از سپاه خاقان فراوان مردم بكشت . و ديگر سال خاقان باز آمد ، و جنيد قصد او كرد . سوى سورة بن الحر [ 1 ] الدارمى كه امير سمرقند بود نامه نوشت ، و از وى استعانت كرد ، و سورة بيرون آمد ، و با تركان بر آويخت ، و تركان هزيمت شدند و سورة نيز اندران حرب تباه شد ، و جنيد اندر رسيد ، و تركان را يك بارگى هزيمت كرد ، و خاقان [ 2 ] بگريخت . و چون از آنجا بازگشت ( حارث بن ) سريج [ 3 ] خارجى را كه بخراسان بيرون آمده بود بگرفت با قومى انبوه ، و همه را بكشت ، و اندر سنه عشر و مائة اندر گذشت . عاصم بن عبد اللّه الهلالى پس هشام خراسان عاصم را داد اندر سنه ست عشر و مائة ، و چون عاصم بخراسان آمد ، هنوز شغلهاى امارت بواجبى نظام نداده بود ، كه حارث بن سريج بيرون آمد ، و گوزگانان و طالقان و فارياب و مرو الرود بگرفت ، و به قرآن و باخبار پيغمبر صلى اللّه عليه

--> [ ( 1 - ) ] سورت بن الجر ؟ [ ( 2 - ) ] هر دو : و از خاقان ؟ [ ( 3 - ) ] هر دو : صبح خارجى ؟ وى حارث بن سريج تميمى ( بضمهء سين و فتحه را ) از ابطال خراسان است ، كه در سنه 116 ه . لباس سياه پوشيد و از اطاعت امويان بر آمد ، فارياب و بلخ و جوزجان و طالقان و مرورود را گرفت . و شصت هزار لشكر داشت ، كه در مرو همه تباه شدند و فقط سه هزار نفر با او باقى ماند ، بعد از آن به بلاد شمال آمو رفت و دوازده سال در آنجا بود ، تا كه در سنه 127 ه . نصر بن سيار حكمران خراسان او را امان نامهء يزيد بن وليد خليفه فرستاد ، وى بمرو آمد ، و نصر صد هزار دينار به او داد ، ولى حارث آن را رد كرد ، و گفت : ما لذات دنيا را نمىخواهيم ، و عمل به كتاب اللّه و سنت را طالبيم . در مرو بروضه هزار نفر گرد آمدند ، و در آخر متصل حصار مرو با نصر سيار جنگيد ، و درين جنگ كشته شد ( الاعلام 2 ر 155 به حوالت ابن اثير 5 ر 127 و طبرى 9 ر 66 و البداية و النهاية 10 ر 26 ) .