عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )

252

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )

بسيار است . پس صول مر يزيد بن المهلب را گفت : « اندر مسلمانى از تو جليل‌تر ، هيچ كس هست ؟ [ 1 ] تا من بر دست او مسلمان شوم ؟ » يزيد گفت : « امير المؤمنين از من جليل‌تر است ! » صول گفت : « مرا بنزديك او فرست ! » يزيد او را سوى سليمان فرستاد . پس صول مر سليمان را گفت : « اندر مسلمانى هيچ كس از تو بزرگتر هست ؟ » سليمان گفت : « امروز اندر مسلمانى از من جليل‌تر كس نيست ، جز گور پيغمبر عليه السلام » صول گفت : « مرا آنجا ( 122 ) فرست ، تا مسلمان شوم . » سليمان او را بمدينه فرستاد ، و او بر گور پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم ، مسلمان شد و بازگشت ، بنزديك يزيد آمد ، و با وى همى بود ، و كارها همى كرد ، تا كشته شد اندر ( عهد ) مسلمه ابن عبد الملك . و محمد بن صول از داعيان بزرگ آل عباس بود ، و عبد اللّه بن على او را بشام بكشت . و يزيد بن المهلب پسر خويش ، مخلد را بر خراسان خليفه كرد و خود بازگشت سوى سليمان رفت ، و چون بپارس رسيد ، خبر مرگ سليمان شنيد ، و ( در ) ولايت عمر بن عبد العزيز آهنگ بصره كرد ، و چون اندر بصره آمد ، عدى بن ارطاة الفزارى [ 2 ] كه امير بصره بود پيش او آمد با نامهء عمر بن عبد العزيز بتسليم عمل بعد ازين . و فرستادند مر يزيد بن المهلب را سوى عمر . و چون يزيد نزديك عمر رسيد ، او را بازداشت ، و هر كه اندر معنى يزيد پيش عمر سخن گفت بر سبيل شفاعت جواب عمر آن بود كه : « يزيد مردى كشنده است ، او را جاى بهتر از زندان نيست » و پس بفرمود تا يزيد را مطالبت كردند آن خواسته‌هايى كه در نامه نوشته بود سوى سليمان ، و آن همه خواسته از وى بحاصل آوردند .

--> [ ( 1 - ) ] ن ، بجاى هست ، نيست طبع كرده‌اند . [ ( 2 - ) ] هر دو : العزارى ؟ هو ابو واثله عدى بن ارطاة الفزارى والى بصره در سنه 90 ه . و مقتول در واسط عراق 102 ه . ( الاعلام 5 ر 8 ) و فزارى نسبت است به فزاره بن ذبيان از قبيله قيس عيلان عرب ( اللباب 2 ر 213 ) .