عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )

251

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )

يزيد بن المهلب پس سليمان بن عبد الملك ، خراسان يزيد بن مهلب را داد ديگر باره ، و يزيد پسر خويش مخلد [ 1 ] را به خليفتى [ 2 ] خويش بخراسان فرستاد ، و يزيد خود بر اثر او بيامد ، هم اندر سنه سبع و تسعين . و وكيع بن ابى سود را بگرفت . و كار داران قتيبه بن مسلم را شكنجهاى بسيار كرد ، و خواستهاى ايشان بستد ، و مال بسيار از آن روى جمع كرد ، و از مرو سوى گرگان رفت اندر سنه ثمان و تسعين از راه نسا ، از جانب در آهنين . [ 3 ] و گرگان بكشاد ، و چون بازگشت ، گرگانيان ديگر مرتد شدند . پس يزيد بن المهلب ديگر باره لشكر بساخت و بگرگان رفت . مردمان گرگان اندر كوه گريختند ، و يزيد از پس ايشان اندر كوه شد ، و دوازده ( 121 ) هزار مرد از ايشان بكشت ، و سوگند خورد ، كه تا به خون گرگانيان آسياب نگرداند و آرد نكند بدان آسياب ، و از آن آرد نان نپزد [ 4 ] و بدان نان چاشت نكند ، از آنجا نرود . و چون مردم همى كشتند ، و خونهايشان همى بفسرد ، و از جا نمىرفت . پس يزيد را گفتند بفرمود تا آب افگندند ، و آسياب بگشت و آرد كردند ، و از آن آرد نان پختند تا او بخورد ، و سوگند خويش راست كرد ، و شش هزار برده از گرگانيان بگرفت ، و همه را به بندگى بفروختند ، و فتح نامه نوشت سوى سليمان بن عبد الملك بفتح گرگان و گفت : « اين ولايت را از گاه شاپور ذو الاكتاف كس نكشاد ، و كسرى پسر هرمز و عمر بن الخطاب و هر كس قصد كردند بر همه بسته بود ، كس را دست بدين ولايت نرسيد . و اكنون امير المؤمنين را گشاده گشت » . و امير گرگان صول بود ، و او را دستگير كرد ، و از آن صول امروز به گرگان عقب

--> [ ( 1 - ) ] هر دو : محلد . تاريخ يعقوبى 2 ر 301 مخلد بن يزيد بن مهلب متوفى 105 ه . [ ( 2 - ) ] هر دو : خليفى ؟ [ ( 3 - ) ] هر دو : در آهنين ، ولى در ( ن ) دژ آهنين طبع شده . [ ( 4 - ) ] هر دو : نپريد ؟