عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )
204
تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )
و تركان چند وقايع بيفتاد به واسط [ 1 ] . آخر تركان بگريختند و به بغداد آمدند ، و بو شجاع بر اثر ايشان فراز رسيد با بختيار ، و قصد بغداد كردند . چون بمداين رسيدند خبر رسيد ، كه تركان جسر را بستند ، و سواد [ 2 ] پس پشت كردند ، و طايع را يار خويش كردند ، و قصد بختيار دادند . بختيار بساخت ، تركان فراز رسيدند و حرب كردند هر چه صعبتر . و بو شجاع غلبه كرد بر تركان . هزيمت شدند و ديلمان گشتند [ 3 ] و كشش كردند ، تا تركان نيك مقهور گشتند . بو شجاع آتش اندر لشكرگاه ايشان زد ، و تركان اندر بغداد شدند ، و بديگر سو بيرون شدند ، و سوى موصل بپراگندند بتعجيل . و بو شجاع اندر بغداد آمد و آنجا مقام كرد و بو شجاع ( را ) از بختيار خبرهائى شنوانيدند : كه بختيار نفس بد دارد [ 4 ] و دون همت است و خسيس خو . [ 5 ] بو شجاع چند بار او ( را ) پند داد ، سود نداشت . و و بو شجاع مرد جد [ 6 ] بود و روشن رأى وزيرك طبع . بختيار را بزندان كرد ، و مالهاى او برگرفت ، و اعمال او بگرفت . و چون خبر بختيار و بو شجاع ، بعم ايشان حسن بن بويه رسيد ، تا فته شد و بگريست ، و گليم اندر سر كشيد ، و كس را بار نداد ، و نامه نوشت و كس فرستاد سوى بو شجاع ، كه بو الفتح بن العميد ( بود ) و بو الفتح بسيار عنايت كرد تا بو شجاع مر بختيار را دست ( 93 ) باز داشت ، و مالها به دو باز داد ، و ولايت به دو داد . و بختيار بشكر بو شجاع نامه
--> [ ( 1 - ) ] هر دو : واسطه ؟ [ ( 2 - ) ] اصل : مواد ؟ ب : سودا ؟ صحيح آن سواد است كه يكى از رساتيق عراق بود از حديثهء موصل تا عبادان طولا ، و از عذيب قادسيه تا حلوان عرضا كه طول آن 160 فرسخ بود . ( مراصد 2 ر 750 ) . [ ( 3 - ) ] هر دو : كشتند ؟ ولى مقصد اين است كه ديلمان بگشتند و باز آمدند . [ ( 4 - ) ] هر دو : بدازد ؟ [ ( 5 - ) ] هر دو : خود ؟ [ ( 6 - ) ] هر دو : نقطه ندارد .