عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )
202
تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )
رسيد از ابو سعيد ملك [ 1 ] ببغداد ، كه هر سال از ولايت رى دويست هزار دينار همى دهد ، و هديههاى ديگر چنان كه رسم بود و با و شمگير بحديث طبرستان ( 91 ) مزاحمت نكنند ، و مطيع فرمود تا نامهء بو سعيد ملك را بر مراد او جواب نوشتند و آنچه التماس كرده بودند بدادندش [ 2 ] ، و هديها و تحفها بنزديك خليفه پيوسته گشت و خونها بسته شد [ 3 ] و عداوتها بنشست ، و كارهاى خراسان و عراق راست شد ، و مطيع نامه نوشت كه آن دويست هزار دينار ، عطاى حشم [ 4 ] خراسان كرديم ، هر سال از رى و كور جبال [ 5 ] از قرار سنه اربع و اربعين و ثلثمائه . و كارهاى مملكت نظام گرفت ، و مطيع خويش را از خلافت نزع كرد ، و پسر خويش طايع را بجاى خويش بنشاند . الطائع باللّه [ 6 ] ابو بكر عبد الكريم بن الفضل المطيع بود ، و از وقت ابو بكر صديق تا بدين غايت هيچ خليفتى را كنيت ابو بكر نبود جز او را ، هيچ خليفه بزندگانى پدر خويش بخلافت ننشست [ 7 ] جز وى . و او را شعر بسيار است . و مطيع اندر مجلسى كه بنى هاشم و علويان و مشايخ و عدول [ 8 ] حاضر بودند خويشتن را نزع كرد از خلافت . و به پسر خويش داد ، و او
--> [ ( 1 - ) ] ابو سعيد بكر بن ملك سپهسالار عبد الملك بن نوح در سنه 343 ه . مقرر شد ( همين كتاب شرح حال عبد الملك بن نوح در فصل سامانيان ) . [ ( 2 - ) ] هر دو : بداندش ؟ [ ( 3 - ) ] يعنى خونريزيها قطع شد . [ ( 4 - ) ] هر دو : چشم ؟ [ ( 5 - ) ] هر دو : ازدى كور خيال ؟ [ ( 6 - ) ] جاى اين عنوان در هر دو نسخه سپيد است . [ ( 7 - ) ] هر دو : نقاط ندارد . [ ( 8 - ) ] جمع عادل .