عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )
197
تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )
كفن مردگان بدادندى . و اندران وقت كه راضى ( بمرد ) بجكم [ 1 ] ما كانى به واسط [ 2 ] بود . متقى را بفرمان او بخلافت بنشاندند . پس روزى بجكم به شكار بيرون شد . بعضى از كردان پيش او آمدند ، و او خالى بود ، كه ( كس ) او را نشناخت و بغلط او را بكشتند به ايام متقى ، و اندر خزينة بجكم [ 3 ] مالى عظيم يافتند ببغداد . و چنين گويند : كه دو بار هزار هزار دينار ، و شش بار هزار درم بود اندر خزينهء او ، بيرون جواهر و جامه و ظرايف . متقى فرمود : آن همه به بيت المال ( بردند ) . چون از خلافت متقى سه سال بگذشت ، امير سعيد نصر بن احمد بمرد ، و متقى عهد ( 89 ) ولايت خراسان به ابو محمد [ 4 ] نوح بن نصر فرستاد ، اندر شعبان سنه احدى و ثلثين و ثلثمائه . و چون پنج سال از خلافت متقى بگذشت ، متقى را ميل كشيدند ، و از خلافت باز نشاندند . المستكفى باللّه ابو القاسم عبد اللّه بن على المكتفى بود ، و مستكفى شانزده سال خليفت بود ، پس او را ميل كشيدند و خلع كردند . توزون [ 5 ] كه او را امير الامراء گفتندى ، كس خويش بفرستاد ، تا او را ميل كشيدند و خلع كردند ، بهر دو چشم كور شد ، و اندران بمرد . و چون ابو الحسين احمد بويه اين خبر بشنيد ، از اهواز ببغداد آمد ، و تركان را از آنجا بتاخت
--> [ ( 1 - ) ] هر دو : به حكم ؟ [ ( 2 - ) ] هر دو : بواسطه ؟ [ ( 3 - ) ] هر دو : به حكم ؟ [ ( 4 - ) ] هر دو : با محمد نوح ؟ ولى كنيت نوح ابو محمد است . [ ( 5 - ) ] هر دو : تورون ؟ ، كه در طبقات ناصرى و ابو الفدا نيز چنين است . ن : توزون ؟ كه در معجم الانساب زمباور نيز چنين است . توزون در حدود 330 ه . در بغداد و موصل امارت داشت . و از خادمان مستولى تركى دربار عباسيان بود .