عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )
182
تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )
و از معتصم مال خواست ، و معتصم بصحبت بوغا [ 1 ] صد خروار درم فرستاد ، و افشين بنزديك بابك كس فرستاد و بفرمود او را ، تا بسه منزلى فرود آيد ، و خود از سر دره برفت و بفرمود : تا آن مال بيك منزلى بياورد بروز [ 2 ] و شب بازگردانيد و خود با ستوران بسر دره آمد . و بابك خبر مال آوردن و برخاستن افشين يافته بود ، پس بابك بسر دره آمد با پنج هزار مرد ، و با بوغا بر آويخت ، و افشين از پس اندر آمد و بسيار كشش كرد ، و بابك بگريخت و هزار مرد كشته شد ، و افشين از سر دره با پانزده هزار مرد اندران درها و تنگها شد ، و بحزم [ 3 ] ميرفت ، و بوغا و محمد بن مغيره [ 4 ] را با پنج هزار مرد پيش فرستاد ، و خود با پنج هزار مرد همى رفت ، و پنج هزار ديگر را تعبيه كرد ، و فوج ( 80 ) فوج بر سر كوهها همى راند و بابك خبر يافت ، با دو هزار مرد بيرون آمد و شبيخون كرد ، و بر فوج زد ، و ايشان را هزيمت كرد ، و افشين به اردبيل بشد ، و بوغا و برادر افشين نيز لختى آويختند
--> [ ( 1 - ) ] اين نام در كتب تاريخ به دو صورت بوغا و بغا ضبط شده ، در طبرى و مسعودى بغا الكبير است ، وى از مشاهير دربارهاى مأمون تا مستعين و از خدمتكاران تركى دربار بود كه در قلع و قمع شورشيان خدمتها كرد ، در سنه 230 ه . بسر كوبى اعرابى كه بر شهر بغداد مىتاختند گماشته شد ، در سنه 232 ه . به شورشيان بنى نمير در آويخت ، وى در حدود ( 221 ه . ) در جنگهاى بابك هم از طرف خلافت مىجنگيد . اين بغا الكبير غير از بغاى شرابى است ، كه در عصر متوكل ( 234 ه . ) در آذربايجان بود ، و در ( 244 ه . ) او را متوكل از دمشق به غزو روم فرستاد ، اين هر دو در دربار متوكل بودند ، و بغاى صغير يا شرابى در ( 247 ه . ) در قتل متوكل داشت ، در حالى كه بغاى كبير در سميساط بود ( طبرى 7 ر 393 ) بعد ازين اين دو نفر را در ( 248 ه . ) در مجمع بيعت با مستعين در بغداد مىبينيم ( 7 ر 417 ) تا كه بغاى كبير در جمادى الاخرى 248 ه . در بغداد بمرد و بعد ازو پسرش موسى بجاى وى در ديوان بريد بنشست ( 7 ر 420 ) اما بغاى صغير شرابى در عصر معتز در سنه 254 ه . در بغداد كشته گرديد ( 7 ر 518 ) . [ ( 2 - ) ] هر دو : و بروز ؟ [ ( 3 - ) ] در اصل نقاط ندارد ، شايد حزم يا جزم باشد . ب : بحرم . [ ( 4 - ) ] ن : بن بعيث ؟