عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )

183

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )

و برفتند ، و به اردبيل آمدند ، و زمستان آنجا بودند ، و چون بهار آمد ، معتصم زر [ 1 ] فرستاد ، و مال بسيار ، و روى به بابك نهادند ، و اندر دره شدند ، و پيش حصار بابك لشكر فرود آورد ( ند ) سى هزار مرد با سلاح و آلت تمام . و پيوسته حرب همى كردند ، تا قوم بابك مقهور گشتند ، و بسيارى از ايشان كشته شدند و باقى همى گريختند ، تا همه قوم بگريخت و بابك بماند با تنى چند از نزديكان خويش . و چون آن حصار سخت خالى شد ، او نيز ( با ) برادر و نزديكان خويش از حصار بيرون آمد و بگريخت ، و هم اندران كوهها پنهان همى بود ، و مسلمانان آن حصار را ويران كردند ، و بابك را همى طلب كردند ، و ديدبانان بر سر راهى بنشاندند ، و بابك اندر ميان آن كوهها و درختان بود ، تا ستوه گشت و مقهور شد ، و درماند . پس فرصت همى جست تا ديدبانان نيم روزى همى بخفتند ، او از كوه بيرون آمد ، و بر ايشان بگذشت و سوى حصارى آمد و . . . . . [ 2 ] ( المعتضد ) . . . . [ 3 ] ( احمد ) بن عبد العزيز را فرمود ، تا با رافع [ 4 ] حرب كرد . و شهر رى از وى بستد

--> [ ( 1 - ) ] هر دو : رد ؟ [ ( 2 - ) ] بعد ازين وقايع ديگر خلافت معتصم و خلافت واثق و متوكل و منتصر و مستعين و معتز و مهتدى و معتمد و آغاز خلافت معتضد در اصل نسخه نيست و شايد در نسخهء منقول عنها نيز نبود ، و گويا چندين صفحه از اصل ساقط است ، و مطالب ما بعد چون به عصر معتضد مربوطاند ، در تحت عنوان خود آن را گذاشتم . [ ( 3 - ) ] چنانچه گفته شد اوايل خلافت معتضد در هر دو نسخهء اصل نيست و ازينجا مربوط به مبحث سابق بدون عنوان جداگانه آغاز شده است . و كلمهء احمد هم در اصل نيست ، از طبرى و مسعودى گرفته شد . نام وى احمد بن عبد العزيز بن ابى دلف عجلى است متوفى 280 ه . ( الكامل 7 ر 153 ) . [ ( 4 - ) ] وى رافع بن هرثمه و مشهور به ابن نومرد امير معروفست كه در 271 ه . از طرف محمد بن طاهر والى خراسان بود ، و در 277 ه . طبرستان را بدست آورد ، چون معتضد او را از آنجا عزل كرد به آل ابى طالب پيوست ، و در نشابور بنام محمد بن زيد الطالبى خطبه خواند ، و بالاخر در 284 ه . عمرو ليث صفارى او را بكشت ( الاعلام 3 ر 36 ) .