عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )

181

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )

خويش ديوداد [ 1 ] بن زردشت و ياران ايشان برفت ، و بابك عصمت بن ابى سعيد را ( 79 ) با سه هزار مرد پيش افشين فرستاد ، و محمد بن مغيره [ 2 ] عصمت را با ده سرهنگ ، بحصار خويش مهمانى ساخت و همه را بكشت ، و عصمت را بر ديوار حصار آورد و گفت : ديگر سرهنگان را آواز ده ، و اگر نه ترا بكشم . او صد تن را از آن سرهنگان و پيشروان سپاه آواز داد . همه اندر حصار آمدند ، يگان يگان همى در آمدند و همى كشتند ، تا همه را كشتند . پس عصمت را با آن سرهاى صد تن بنزديك افشين فرستاد ، و افشين بنزديك معتصم فرستاد ، و افشين بر سر دره [ 3 ] بنشست هفت ماه ، [ 4 ] كه اندران تنگها [ 5 ] نتوانست رفت و هوا سرد شد ، و افشين ضجر گشت ، و پس بحيلت كردن مشغول شد ، و نامه نوشت

--> [ ( 1 - ) ] اصل : دلو داد ؟ ولى اسم ديو داد در آن عصر در خراسان و ما وراء النهر مستعمل بود ( رك : مجمل التواريخ و معجم زمباور و غيره ) ب : ديو داد . [ ( 2 - ) ] كذا در هر دو نسخه . ولى در ( ن ) آن را به محمد بن بعيث ؟ تبديل كرده‌اند و سندى را نشان نداده‌اند . اما بقول طبرى محمد بن مغيره بن شعبهء ازدى از قواد طبرستان بود ( 7 ر 291 ) كه در همين حوادث دست داشت . اما محمد بن بعيث بن حلبس از رجال دورهء متوكل است ، در ( 234 ه . ) در آذربايجان شكست خورد و گريخت و بعد از آن زندانى گشت ( طبرى 7 ر 348 ) اين ابن بعيث بقول طبرى شاعر فارسى و عربى بود ، كه خود طبرى اشعار فارسى او را از پيران كهن سال در مراغه شنيده بود ، وى در ( 235 ه . ) در حبس بغداد بمرد ( 7 ر 354 ) . [ ( 3 - ) ] هر دو : سردوره ؟ [ ( 4 - ) ] هر دو : و هفت ماه . در اينجا در ( ن ) كلمات ( آنجا ماند ) را اضافه كرده‌اند ، در حالى كه به حذف ( و ) جمله مربوط مىشود . [ ( 5 - ) ] هر دو : نيكها ؟