سلطان هاشم ميرزا ( پسر شاه سليمان ثانى )
86
زبور آل داود ( فارسى )
تقريبا پيوسته در اسفار همراه شاه مىبودند و گاهى حرم را به آن جناب سپرده خود به جانب ديگر مىرفتند . تا در وقتى كه شاه به عزم تسخير خراسان و استخلاص قلعهء طيبهء مشهد مقدس از دست ملك محمود سيستانى روانهء خراسان گرديدند ، نواب سيد محمد ميرزا با اولاد ايشان و حرم خود در بارفروش و قلعهء رستمدار گذاشته اللّه قلى خان قاجار و غيره را به جهت محافظت تعيين فرمود . سيد محمد ميرزا ، در سفر و حضر ، در طى منازل و مراحل ، به وقت فرصت لمحهاى از تحصيل كمال فوت و فرو گذاشت نمىفرمودند . نظر به قابليت و استعداد ، در اندك مدتى ، سرآمد اهل كمال گرديد و محل اخلاص و عقيدت قزلباشيه و صوفيان سلسلهء صفويه گرديدند و از اين جهت ، شاه طهماسب هميشه انديشناك بود . ليكن به سبب احترام عمهء بزرگوار اظهار نمىنمود . بعد از فتح خراسان و مراجعت به عراق و اخراج افغان از اصفهان ، سيد محمد ميرزا را با حرم خود از بارفروش طلبيده خواهر خود جان [ ؟ ] « 1 » بيگم را با آن جناب به رشتهء ازدواج كشيده بعد از استيلاى نادر شاه كه در آن وقت هنوز نام او طهماسبقلى خان بود ، بر شاه طهماسب مرحوم و فرستادن او از راه يزد به خراسان در سنهء 1144 ، سيد محمد ميرزا با اهل حرم و متعلقان از سمنان روانهء مشهد مقدس و از آنجا به سارى و مازندران و بعد از يك سال از راه على بلاقى « 2 » ، به سمنان فرستادند و بعد از جلوس خود در چول مغان ، در سنهء 1148 ( يكهزار و يكصد و چهل و هشت ) هجرى ، شاه طهماسب و شاه عباس ولد او را به سبزوار و جناب سيد محمد ميرزا را به اصفهان فرستاد . نواب عليه والدهء آن جناب ، نظر به علاقه با برادرزاده ، شاه طهماسب را تنها نگذاشت . با فرزند خود سيد محمد ميرزا وداع نموده روانهء سبزوار گرديدند . بعد از شهادت شاه طهماسب ، نواب عليه از سبزوار مراجعت به اصفهان نزد ولد خود سيد محمد ميرزا و بعد از عود نادر شاه از هندوستان به
--> ( 1 ) . نام اين بانو در متن درست خوانده نمىشود . در مجمع التواريخ هم نيامده . اين است عبارت مجمع التواريخ : ميرزا سيد محمد كه اسم او سليمان ميرزا بود با اهل حرم خود به اصفهان طلبيد و همشيرهء خود را با آن جناب به رشتهء ازدواج كشيد ( ص 94 ) . ( 2 ) . بلاق و بولاق به معناى چشمه است و على بلاقى از معابر سفيدكوه است در شمال غربى دامغان .