سلطان هاشم ميرزا ( پسر شاه سليمان ثانى )

82

زبور آل داود ( فارسى )

و ميرزا عيسى خان چون مرد كاردان مدبرى بود و در زمان شاه گيتى ستان قورچى مقتدر و تمام سپاه ايلات و احشام مطيع او بودند و از فرمان او مجال مخالفت نداشتند . بعد از قتل اولاد او ، از او نيز مخوف شده خواست او را نيز بر طرف نمايد . ظاهرا او را بيگلربيگى فارس كرده روانه نمود و باطنا تعليم كرد كه او را در عرض راه خفه كردند . مسموع شد كه چون ارادهء قاتلين معلوم عيسى خان شد فرمود كه خدا دو آقاى خوب به من عطا فرمود ، يكى دنيا را به من داد يكى عقبى را ، آنگاه او را كشتند . بعد از وقوع اين وقايع ، شاه صفى ، در جنب حرمسراى شاهى مجلسى در نهايت استحكام بنا گذاشت مشتمل بر حصارى رفيع و جدارى عظيم عريض و دروب آهنين و مستحفظين دائمى و آن مجلس به علت آنكه دروب آهنين داشت به زبان تركى موسوم به دمرقاپى شد يعنى درب آهنين و مقرر فرمودند كه آنچه اولاد ذكور از ذكور باشد مثل برادران و برادرزادگان و اعمام و بنى اعمام و اولاد ذكور خود آنچه باشند و بعد به وجود آيند در دمرقاپى محبوس كنند و آنچه اولاد ذكور از اناث كه مزوّجه‌اند به هم رسند ، عند الولاده مكحول يا مقتول سازند . اين قرار تا زمان سلطنت نواب مالك رقاب سعيد شهيد سلطان حسين برقرار بود . تا ولادت با سعادت سليمان ميرزا خلف نواب ميرزا محمد داود اتفاق افتاد . چون خواهرزادهء نواب سعيد شهيد بودند ، مسمى به اسم جدّ امّى خود گرديد و بعد به توسط خواجه‌سرايان به عرض سلطان رسانيدند كه به جهت ميرزا محمد داود از خواهر شما فرزند ذكورى به هم رسيده است . چه مقرر مىفرماييد ؟ شاه سعيد شهيد فرمودند كه ميرزا داود از ما اسم خواسته است . ما را از دو اسم بسيار خوش مىآيد . در مردانه محمد و در زن از فاطمه . به اين سبب اسم اكبر اولاد ذكور [ را ] محمد ميرزا گذاشته‌ايم . چون اسم او محمد است به جهت ما به الامتياز اسم اين سيد محمد باشد . بعضى از ريش‌سفيدها و خواجه‌هاى حرم و گيس‌سفيدهاى محترم كه از قواعد سابق مستحضر بودند به عرض رسانيدند كه از ابتداى سلطنت شاه صفى الى الآن ضابطه و قرار اين است كه اولاد ذكورى كه از اناث اين سلسله به هم رسد مقتول يا مكحول سازند . ميرزا داود به اين علت عرض نموده است . شاه سعيد شهيد فرمودند كه