سلطان هاشم ميرزا ( پسر شاه سليمان ثانى )
83
زبور آل داود ( فارسى )
معاذ اللّه كه از ما اذيّتى به ذوى الأرحام برسد . نه چنين است . ميرزا داود از ما اسم خواسته است . به خط شريف خود ، در وسط صحيفه ، « سيد محمد » نوشته و فرستادند چون اين نوشته و خبر به نواب ميرزا محمد داود و شاهزادهء معظمه و اهل خانه رسيد ، سرور موفور روى داده ماتم مبدّل به سور گشت . صحيفهء مذكوره به تذهيب و تنقيش زينت داده تا اين اوان در سر كار موجود بود . بنابراين ، سليمان ميرزا به سيد محمد ميرزا و ميرزا سيد محمد مشهور شد و بعضى از خواص باز همان اسم اصلى را مىگفتند تا ايام سلطنت ايشان كه سجع مهر و سكه به همان اسم اصلى مقرر گرديد . چون نواب ميرزا محمد داود از رياضى و نجوم بلكه از تمام علوم كمال استحضار و مهارت داشتند ، در وقت ولادت فرزند ارجمند سيد محمد ميرزا از اسطرلاب ارتفاع گرفته زايجه كشيده بودند . همان زايجه را به عالى حضرت مير عبد الكاظم خاتونآبادى كه از اجلهء سادات فضلاى اصفهان و در علوم نجوم نيز بطلميوس و جالينوس عصر خود بود دادند كه موافق نمودارات اساتيد متقدّمه به عمل بعد به هيئت كه اصح اعمال است ساخته شود . عالى حضرت مشار اليه نيز به دقت تمام ، بعد از عرض نمودارت و تصحيح زايجه محاسبهء زيج جديد گوركانى ، مواضع كواكب و سهام و فرداوات و كدخداوات و غيره معين نموده طومارى مطول در احكام نوشتهاند كه الحال كه سنهء 1218 ( يكهزار و دويست و هجده ) هجرى است ، طومار مذكور موجود است و اغلب احكام مطابق واقع بوده است . چون اشارهء تمام به سلطنت آن حضرت شده و خود نيز وارث شايسته و برازندهء سلطنت بودند ، در السنه و افواه [ و ] قلوب اين معنى جا گرفته بود و همه كس ايشان را سلطان مقتدر مىدانست و سلوك به روش سلطنت مسلوك مىداشتند . چنانچه به كرّات و مرّات نادرشاه اظهار مىنمود كه ميرزا سيد محمد پادشاه بىافسر است و در بعضى اوقات مىگفته است كه اى اهل ايران كارى كه آخر خواهيد كرد اول بكنيد . آن ميرزا سيد محمد است . برويد پيش او . از من چه مىخواهيد ؟ از اين نوع سخنان مكرّر مىگفته است . چون اجل حافظ و اين امور مقدر بود و اسباب فراهم آمد ، در وقتى كه شاه