سلطان هاشم ميرزا ( پسر شاه سليمان ثانى )

25

زبور آل داود ( فارسى )

كيفيت احوال سيد كمال الدين احمد [ بن ] امير كبير عليه الرحمه رشتهء ميرزا داود [ سيد كمال الدين احمد بن امير كبير ] « 1 » والى مازندران و سارى بوده . سارى را او دار السلطنه نموده و در نهايت علوّ شأن با مردم به سر مىبرد و از ساير اولاد [ امير كبير ] « 2 » امتياز داشته . در مجلد ششم روضة الصفا مذكور است كه در آخر سنهء 787 كه امير تيمور گوركان نوبت سيم به جانب ايران نهضت فرمود تا سلطانيه رفته بعد از مراجعت به رستمدار رسيده به عزم تسخير ولايت آمل و سارى به جانب مازندران رفته مشار اليه مع سيد رضى الدين برادر خود سر اطاعت و انقياد پيش آورده پيشكش و ساورى لايقه فرستاد و سكه به نام صاحب‌قران آرايش دادند . صاحب‌قران نيز الكاى ايشان را واگذاشته حكومت استرآباد را نيز علاوه به سيد مشار اليه داده روانهء ماوراء النهر شد تا در سنهء 787 كه صاحب‌قران از جيحون عبور نمود به فيروزكوه رسيد ، سيد كمال الدين امير غياث الدين پسر خود را به درگاه فرستاد كه در خدمت صاحب‌قران بوده باشد و به قول صاحب حبيب السير ، خود نيز همراه بود . در يورش ايران ، روز جمعه يازدهم شهر رجب سنهء 794 كه از سمرقند نهضت نموده بعد از عبور از آب آمويه ، روز دوشنبه دوم شوال سنهء مذكور ، به حوالى استرآباد رسيده در كنار آب آمويه جرجان ، سيد بركه كه پيش از اين به رسم رسالت نزد اولاد سيد قوام الدين رفته بود باز آمده . وفات سيد بركهء مذكور در شهور سنهء 839 بود در سمرقند و در اندرون گنبد مضجع امير تيمور مدفون شد . * و در جاى ديگر به نظر رسيد كه در شهور سنهء 806 بوده و نعش او را به اندخود برده امانت گذاشته‌اند . و سيد غياث الدين [ با تحف و خدمات ] « 3 » لايقه به درگاه صاحب‌قرانى رسيد . چون

--> ( 1 ) . متن : [ سيد كمال الدين احمد بن رشتهء ميرزا داود عليه الرحمه امير كبير ] كه ظاهرا كاتب نفهميده بعضى كلمات عبارت پيشين را تكرار كرده . ( 2 ) . متن : كبير . ( 3 ) . تصحيح قياسى . متن : [ باش و صدقات ] . تاريخ طبرستان مرعشى : سيد غياث الدين را با تحف و هدايا به اردوى اعلى فرستاد . . . ص 225 .