سلطان هاشم ميرزا ( پسر شاه سليمان ثانى )
16
زبور آل داود ( فارسى )
ديده و « به نهج سال قبل انعام و خلعت و اسب سوارى » گرفته و شش ماه در شيراز مانده و به اصفهان برگشته و مشغول زراعت و فلاحت و ضيافت و صحبت شده تا اينكه برادرش سلطان قاسم ميرزا بر اثر عوارض بيمارى قند ( ديابت ) كور شد و مدت دوازده سال اين كورى و بيمارى طول كشيد تا در پنج شنبه اول شعبان 1207 شش روز قبل از نوروز ، سلطان قاسم ميرزا درگذشت بى آن كه اولادى از او مانده باشد . جسد وى را در نجف اشرف در صحن مقدس به خاك سپردند . امّا سلطان هاشم ميرزا تا سال 1218 به تصريح خود او در حيات بوده . وى شمار و نام فرزندان خود را ذكر كرده و ظاهرا سالها پس از اين تاريخ زنده بوده است . كما اينكه بعد از ذكر اين مطلب كه « تا حال كه سنهء يكهزار و دويست و هجده است در قيد حيات مىباشد » چند سطر بعد در ضمن شرح تولد پسر زادهء خود محمد حسين مىنويسد : در روز يك شنبه يازدهم شهر شوال 1219 و بلافاصله در وفات همين طفل « تاريخ فوت نور چشمىام محمد حسين ولد سيد محمد مذكور ، روز چهارشنبه سلخ شهر صفر 1223 به مرض آبله » و اين تواريخ بعد از سال 1218 چندين بار تكرار شده و دورترين آنها روز پنجشنبه بيست و پنجم ذى القعده 1236 است و با توجه بدين مطلب كه در پايان كتاب آمده هذا ما وجدناه و رتبناه به خط المولف طاب ثراه ، بايد پذيرفت كه وى تا اواخر سال 1236 ه . ق زنده بوده و اگر اين حدس درست باشد - كه دليلى بر خلاف آن نيست - در آن تاريخ مورخ مردى هفتاد و يك ساله بوده و اين سنى « معقول » است . كيفيت تصحيح و چاپ نسخه از اين كتاب نسخ فراوانى در دست نيست . در فهرست احمد منزوى ( ج 6 ستون 1 صفحهء 4335 ) تنها به دو نسخه از اين كتاب اشاره شده است . يكى نسخهء كتابخانهء ملك در تهران به شمارهء 3815 كه همين كتاب حاضر است و نسخهء كتابخانهء موزهء بريتانيا ( بريتيش ميوزيوم ) به شماره 154 Or كه در لكنهو نوشته شده و بعد به لندن منتقل گرديده . من نسخهء لندن را در دست نداشتم و در اوضاع و احوال كنونى نيز آن نسخه دور از دسترس من است و ترجيح دادم كه بدون توجه به آن نسخهء اين متن را به چاپ برسانم . زيرا نسخهء حاضر از روى خط مؤلف نقل شده و تا 18 سال بعد از تأليف در دسترس مؤلف بوده و مؤلف گاه به گاه مطالبى بر آن افزوده و همين افزودگيها - كه با