سلطان هاشم ميرزا ( پسر شاه سليمان ثانى )
15
زبور آل داود ( فارسى )
نيز به سرنوشت او دچار شوند ، پسران خود سلطان داود ميرزا و سلطان على ميرزا را پنهانى به بهانهء تحصيلات به عتبات فرستاد و بعد از يك سال از آنان خواست كه به هند بروند و در پناه پادشاه گوركانى آن سرزمين آسايش و آرامش يابند و نامهاى نيز مشعر بر سوابق ارتباط بين سلاطين صفوى و سلاطين گوركانى هند به عالمگير ثانى ( 167 تا 1173 ) نوشت و فرزندان خود را ، پس از خداى متعال ، به خداوند هندوستان سپرد . ابتدا سلطان داود ميرزا و پس از چندى سلطان على ميرزا به هند رفتند و در بنگاله تحت حمايت مهابت جنگ حكمران آن خطه قرار گرفتند و علت اينكه به دهلى نزد عالمگير نرفتند اين بود كه عالمگير خود سخت گرفتار حملات احمد خان درانى و هند سراسر پرآشوب و انقلاب بود . آن دو برادر در بنگاله آرامش و آسايشى احساس كردند و اندك اندك ساير افراد خاندان نيز بديشان پيوستند . سلطان على ميرزا در سال 1188 در بندر هوگلى در شمال كلكته درگذشت و برادرش سلطان داود در 1203 در مرشد آباد بنگاله جان سپرد و پيش از اين به سال 1192 فرزند خود ميرزا محمد خليل را از اصفهان خواسته بود . غرض از اين مقدمه - كه بر خلاف ميل من به درازا هم كشيد - اينكه از اين خاندان كه ريشهاى در سادات مرعشى و ريشهاى در صفويه و ريشهاى در خاندان سلطنتى گرجستان دارند دو كتاب بسيار ارزنده باقى مانده يكى از ميرزا محمد خليل پسر ميرزا محمد داود پسر ميرزا سيد محمد شاه سليمان ثانى ، به نام مجمع التواريخ و ديگرى از سلطان هاشم ميرزا پسر ميرزا سيد محمد ( شاه سليمان ) ثانى به نام زبور آل داود . شرح حال محمد هاشم به قلم خود او در همين كتاب آمده ، خلاصه آن كه وى در شب بيستم صفر سنه 1165 يعنى در روزگار كورى و بدبختى سيد محمد به دنيا آمده و كوچكترين پسر سيد محمد بوده . وى در خدمت برادر بزرگتر خود سلطان قاسم ميرزا كه - به گفتهء برادرش - مردى هنرمند و دانشمند بود و خط خوب مىنوشته و نقاشى خوب مىدانسته و در رياضى و نجوم و سياق و موسيقى و ديگر صنايع يدى مهارتى فراوان داشته در 1182 به يزد و اصفهان و شيراز رفته و در ظل حمايت كريم خان مدت هفت ماه در كمال احترام زيسته و بعد از اخذ مقررى و مستمرى ساليانه و انعام و خلعت در 1183 به اصفهان بازگشته و پنج ماه بعد با برادر دوباره به شيراز رفته و حرمت و مرحمت