سلطان هاشم ميرزا ( پسر شاه سليمان ثانى )
120
زبور آل داود ( فارسى )
اشخاصى كه در دين مبين [ شيعه ] « 1 » اثنى عشرى مشهور و معروف بودند ، از استماع خبر لشكر قزلباش ، مسرور گشته در خفا كسان نزد امرا فرستادند و تعهّد نمودند كه ان شاء اللّه تعالى عن قريب ما بندگان تيمور خان را به دست آورده به حضور خواهيم رسانيد . بنابر آن كه جماعت افغان به سبب بدسلوكى كه با سكنه نموده بودند بسيار متزلزل و هراسانند ، مناسب چنان است كه سمت دروازهء گرشك را خالى نموده راه گريز به آنها بدهند كه به مجرد فرصت يافتن قوم افغان - كه الحال پنج هزار كس بيش نيستند - فرار خواهند نمود . بهبود خان با امير خان مشورت نمود . صلاح وقت را در اين دانسته كه سنگر دروازهء گرشك را برداشته كه راه فرار افاغنه بوده باشد . به جهت آن كه جمعى از امرا و ارباب قلم اهل ايران در كابل مىباشند ، به جهت مسافت ، خود را به قلمرو همايون نمىتوانند رسانيد و اذيت به آنها خواهد رسيد . ان شاء اللّه تعالى ، بعد از فرار افاغنه و به دست آمدن شهر هرات ، احمد خان به جهت محافظت بلاد مقبوضهء خود به ايران خواهند آمد . به جهت جمعى از قزلباش كه همراه او هستند فراغتى حاصل شده به كشور و لشكر شاهى منتقل خواهند گرديد . راى امير خان مقبول خاطر بهبود خان و امير معصوم خان و ساير سرداران آمده دو سنگر كه قريب به دروازهء گرشك بود ، به بهانهء ساختن جواله در دروازهء سمت مشهد ، برداشتند و شروع در جواله ساختن نموده مستعد يورش گرديدند . اين خبر باعث زيادتى توحش افاغنه گرديده و نيز از وجنات احوال شهر آثار نفاق و خلاف تفرس نمودند . در نيم شبى ، تيمور خان سپاهىوار احمال و اثقال خود را به جا گذاشته با ساير افاغنه راه فرار پيش گرفته سواره و پياده به در رفتند . در همان نيم شب ، جمعى از اعزّه و طلبه و رؤسا و ريشسفيدان از شهر بيرون آمده به خدمت بيگلربيگى و امرا رسيده اظهار شفقت و نشاط بىاندازه نمودند . ابراهيم خان نايب جزايرچىباشى ديوان اعلى را با پنج هزار جزايرچى صاعقهوار در همان ساعت به شهر فرستادند و تفنگچيان به جهت محافظت مال و ناموس اهالى و سكنهء شهر به محلات و اسواق تعيين نمودند و على الصباح ، با فتح و فيروزى ، امرا با قليلى از سپاه داخل شهر شده مقرر شد كه احدى
--> ( 1 ) . قياسا اضافه شد . در متن و در مجمع : دين مبين اثنى عشرى !