سلطان هاشم ميرزا ( پسر شاه سليمان ثانى )
113
زبور آل داود ( فارسى )
جهت ترتيب ضروريات اين مجلس و جشن عظيم ، حكم اقدس به كارخانجات عزّ صدور يافت كه سرانجام نمايند . كاركنان كارخانجات ، به موجب فرمان ، ليلا و نهارا ، متوجه دوختن خلاع فاخره و ترتيب دادن يراق طلا و مرصع و اسبان سوارى و كوتل « 1 » و زينهاى طلا و مرصع و تعيين مناصب و اساس شيلان و تشخيص انعامات و تعيين عملهجات و غيره امور چنانچه در عرض بيست و پنج يوم مجموع آنها مهيا گرديد و در روز مذكور ، بعد از گذشتن سه ساعت از روز ، بر سپهر اجلال از بيت الشرف اقبال طالع شده در عمارت موسوم به عمارت الياس خانى - كه مكانى با فر و شكوه بود بر تخت سلطنت نشست و غلغلهء سلام و صلوات از اهل مجمع برخاست و از مشاهدهء انوار عظمت و شوكت او خوى خجلت از جبين اورنگ نشين طارم چهارم فرو ريخت و از رشك نظم لئالى باهرهء ديهيمش رشتهء عقد پروين از هم گسيخت . امراى عظام هر يك در اماكن مقرره چون بروج مشيّده قيام داشتند . سه نفر شاهزادگان : سلطان داود ميرزا و سلطان على ميرزا و سلطان حسن ميرزا كه بزرگ بودند ، در سمت راست بر كرسيهاى مرصع نشستند . صنوف طوائف قزلباش و صوفيان سلسلهء عليهء صفويه از ترك و تاجيك از مشاهدهء صولت و سطوت آن پادشاه جم جاه سر عبوديّت بر شاهراه ارادت و اطاعت نهاده لب به خواندن « ان يكاد » گشودند و به طريق معمول اين سلسلهء عليّه ، خطيب خطبهء بليغ خوانده خليفه وتر خان استمداد از ارواح اجداد امجاد آن پادشاه جم جاه خواسته ، در حضور زانوى ادب بر زمين زده نقش اوجاق را به موجب ارشاد قدوة العارفين و عمدة السّالكين شيخ صفى الدين اسحاق - طاب اللّه ثراه - و اجداد عالى مقام ايشان كه مقرّر بود ، با كمر مرصّع بسته و تاج وهّاج كه باج و خراج هفت اقليم بود از سرش سرافرازى يافت . شاهزادگان و امراى جليل الشأن و سرداران رفيع مكان هر يك به قدر پايهء خود پيشكش به جهت مباركباد از حضور ساطع النور گذرانيده [ به ] سجدهء زمين بوس فرق خود را فرقدانساى فرمودند . ضرابيان ملأ اعلى سجع سكهء مبارك را از صحيفهء سيمين و زرين ماه و مهر نقش نموده انجم آسا نثار اين سطح غبرا نمودند . غريو مباركباد از
--> ( 1 ) . اسبان كوتل ( كتل ) به معناى اسبان يدك و جنيبت است .