سلطان هاشم ميرزا ( پسر شاه سليمان ثانى )

114

زبور آل داود ( فارسى )

شهرى و لشكرى بر سپهر خاورى رسيد . بعد از عنايت عطريات و تقسيم شربت اوجاق آن سلطان عظيم الشأن به عزم زيارت و تقبيل عتبهء طيبهء امام الأنس و الجان كه ملجأ شاهان جهان است پياده با امرا و سپاه رو به بارگاه عرش اشتباه روانه شدند . به طريق معمول سركار فيض آثار ، ميرزا محمد امين نايب متولى مع ناظر و سركشيكان و خدام ذوى الاحترام طوق و علم برداشته تا حدّ بست مبارك به استقبال آمدند . پادشاه فلك رتبه به مجرد مشاهده شدهء « 1 » آفتاب شقه تسليمات به جا آورده سر شدّه را بر دوش افتخار گذاشته [ تا پيش ايوان امير عليشير داخل دار السياده و دار الحفاظ و به درب حرم رسيده ترخّص حاصل نمودند . ] « 2 » بعد از اداى زيارت اربع جهات و ايثار نذورات وافيات به حضرات رفيع الدرجات خدام و الا مقام ، ضريح مكلّل نادرى كه به جهت قبر خود ترتيب داده بود ، در زمان سلطنت على شاه به صلاح ديد و اظهار و خواهش جناب سيد محمد ميرزا وقف مرقد مطهر و منوّر آن حضرت و هنوز منصوب نشده در آن روز ثانيا وقف و به نصب آن امر شد . در دم ، استادان چابك دست حاضر شدند . ضريح [ كنونى ] « 3 » نادرى را قدرى كوچك نموده در جوف ضريح اول قديم كه آهن جوهردار است جا داده ضريح طلاى نواب عليين آشيان شاه طهماسب اول در جوف ضريح نادرى واقع شد و امر شد كه تا سه روز اهل شهر و لشكرى به سور موفور و حبور نامحصور مشغول باشند . در آن جشن ، به هر كس مناصب مناسب و خلاع و اقطاع و انواع مالا كلام به قدر رتبه و پايه ، مرحمت و عنايت فرمودند كه بعضى از آنها در اين نسخه مذكور مىشود و هرگاه مبسوط خواهند در مجمع التواريخ طلب نمايند . « 4 »

--> ( 1 ) . شدّه به معناى علم و نشان است . ( 2 ) . مجمع : تا دار السّياده رسيده‌اند . عتبهء عاليه دار الحفاظ تقبيل نموده ناصيه‌ساى سدّهء رفيعهء حرم ملايك خدم شدند . . . . ( 3 ) . تصحيح قياسى . متن : كندن - در مجمع التواريخ به ضريحهاى كهن و نو و نوتر اشاره‌اى نشده . ( 4 ) . يعنى همان كتاب مجمع التواريخ تأليف محمد خليل پسر سلطان داود ميرزا پسر شاه سليمان دوم و برادرزادهء مؤلّف زبور آل داود .