محمد محسن مستوفى
77
زبدة التواريخ ( فارسى )
گرجستان آمده ، كفره تماما به كوهها و سقناقها رفته ، هيچ يك اطاعتى « 1 » نكرده راهها را مسدود كرده بودند . سپاه و قشون بر كوهها بالا رفته گرجى بسيارى كشته ، چند قلعه را مفتوح و تصرف كرده مال و اسير و اخترمه بسيار بدست آورده ، كليسايى كه بر كمر كوه بسيار بلندى كه از يك تخته سنگ « 2 » عمارت آن را تراشيده در كمال ارتفاع و استحكام بود ، به يك يورش گرفته قلعه و عمارت مزبور را به دست آورده مردها را قتل و زنان را اسير كرده ، آن عمارت را كه ملاحظه نمودند از جمله صنايع غريب روزگار است . يكصد و پنجاه زرع بر بالاى خانههاى كليساى مزبور از يك تخت سنگ « 3 » خارا قصرى مشتمل بر چهار صفه ( ساختهاند ) . و تختى از يك پارچه سنگ خارا در ميان قصر و صورت بتى بر آن سنگ تراشيده و جواهر بسيارى بر آن بت نصب كرده و درهاى قصر از فولاد جواهردار و ناقوسى « 4 » هفتاد من وزن آن از سقف آويخته . مرتبهء چهارم بعد از مصالحهء سلطان كه كارتيل و كاخت به ايران تعلق گرفت و باقى به روم و لوارصات گرجى مكرر دست اندازيها مىنموده ، تا آنكه لابد شده به تنبيه لوارصات حركت كرده باز كفار آن ديار به كوهها و سقناقها رفته عصيان و طغيان ورزيده ، لابد قزلباش را مقرر فرموده كه بر سر سقناقهاى ايشان يورش برده فوج فوج از كفره را از آن كوهها به زير آورده و از جنگلها بيرون كرده باز مردان ايشان را قتل و زنان را اسير كرده ، قلعهء آمدين كه از قلاع مشهوره است به تصرف درآورده بسيارى را به قتل رسانيده ، لوارصات را با اكثر جماعت او دستگير و اسير نموده و تاخت عظيمى كرده مال و اسير بسيار در آن سفر به دست آورده ، قشون تماما خود را در آن سفر ساختند . مقر راعن اسرايى كه در آن سفر بدست آورده بودند : سى هزار نفر . [ 372 ] در بيان پناه آوردن سلاطين چنگيزى و غيره « 5 » به ايران و كيفيت تدارك و برخورد نواب جنت مكان به ايشان آمدن دين محمد خان كه از اولاد شبان پسر جوجى خان پسر چنگيز خان بود ، در سنهء 943 ق / 1536 م كه نواب جنت مكان به خراسان آمد ، او « 6 » از تركستان رو گردان و پناه به اين آستان آورده آن حضرت نيز كمال مرحمت فرموده ، حكومت نسا را به او
--> ( 1 ) - ملى : اطاعت ( 2 ) - نم دو ملك : لخت سنگ ( 3 ) - نم دو ملك : لخت سنگ ( 4 ) - آ : ناقوصى ، نم و د : ياقوطى ( 5 ) - آ : و غيره افتاده است ( 6 ) - د : او افتاده است