محمد محسن مستوفى
73
زبدة التواريخ ( فارسى )
پيش فرستاده فرمود كه در هر منزلى كه رومى فرود مىآمد به عنوان قزاقى خود را بر لشكر رومى زده دستبردى مىنموده باشند . به نحوى كه مقرر شده « 1 » بود در هر منزلى جمعى از رومى را قزلباشيه بر طرف كرده روزى نبود كه سر و زندهء رومى به اردوى معلّى نيايد . تا روزى كه خواندگار وارد نخجوان شده جمعيت قزلباش چهل هزار شده بود كه نواب اشرف سان ديده بود و سلطان سليمان به علت نبودن آذوقه و [ رسيدن ] خبر جمعيت سپاه قزلباش و بر طرف شده هر شب و روز جمعى از روميه ، نخجوان را آتش زده شهر را سوزانيده و از آنجا حركت كرده به سمت وان رفته ، قزلباش به همان ضابطه تعاقب كرده در منزلى كه نزول مىكردند ، جمعى از ايشان را قتل و دستگير مىنمودند . تا آنكه اردوى رومى بر هم خورده سلطان سليمان از اين حركت خود نادم و پشيمان شده به مشورت وزير اعظم كه اوچ يقلى گويند ، پاى صلح را به ميان آورده رؤسا را طلبيده همگى راضى و بنا را بر فرستادن ايلچى گذاردند « 2 » . كيفيت صلح و سنور - چون سلطان سليمان از آن سفر « 3 » پشيمان ، بنا را بر صلح گذارده به مصلحت امراى روميه نامه مبنى بر اظهار ندامت و عذرخواهى و رضاى به صلح نوشته ، محمد پاشا را فرستاده خواهش به استخلاص سنان بيگ شده سنان بيگ را مرخص كرده به اتفاق شاهقلى بيگ قاجار روانه نموده ، خواندگار نيز انعام و اكرام خسروانه به شاه قلى بيگ نموده مقرر شد كه قزلباشيه كه به اطراف به تاخت رفته بودند ، دست از تاخت برداشته مراجعت به اردوى معلّى نمايند و از طرفين ابواب دوستى و محبت مفتوح گرديده ، تحف و هدايا به جهت يكديگر فرستاده ، سنور بسته شده صلح نامچه « 4 » از هر دو طرف نوشته ، رؤسا و امراى طرفين شهادت قلمى ، هر دو با مهار مهر آثار مزين فرموده ، محال متنازع فيه بعضى به اين طرف و بعضى به آن طرف قرار يافته ، آتش جدال و قتال به آب زلال صلح فرو نشسته ، ابواب محبت و اصرح از طرفين گشوده ( سپاه خواندگار ) به اسلامبول « 5 » و قزلباش به مقر سلطنت ميمنت انتعاش « 6 » مراجعت و معاودت كرده . سلطان سليمان بعد از مراجعت به اسلامبول در سنهء 974 ق / 1566 م وفات يافته ، پسرش سلطان سليم بر تخت سلطنت نشسته . [ 369 ]
--> ( 1 ) - ملى : شده افتاده است ( 2 ) - نم : گذارند ( 3 ) - ملى و د : راه ( 4 ) - ملك : صلحنامه ( 5 ) - نم و آ : اسلامبول ( 6 ) - آ : انتقاش